تبلیغات
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی) - هیچ کس در این دنیا نمیتواند بدون مهر و محبت زندگی کند.
 
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی)

http://rozup.ir/up/lorpatough/wp-content/photo/instagram/4/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%20%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7%20(1).jpg

زندگی بدون عشق بی معنا و بی ارزش است.قلب عاری از عشق و محبت قلبی سخت و سنگین است.بدنی که بدون عشق زندگی کند;بدنی سست و مرده است.همه ی مردم باید با عشق و محبت زندگی کنند.

به همین خاطر انسانی که عاطفه و محبت را از دست می دهد جسدی مرده یا انسانی بی جان است و دچار افسردگی و دیگر بیماری های روانی میگردد,زیرا او عشق به زندگی را از دست داده است..............


هر اندازه محبت بزرگتر و بیشتر باشد ارزش و ضربان زندگی افزایش میابد.منظور آن است که هرچه شخص با محبت بزرگتری پیوند داشته باشد,ضربان زندگی بیشتر شده و زندگیش بهتر و دوست داشتنی تر است.

ما چه چیزی را دوست داریم؟مردم چه چیزی را دوست دارند؟

مردم عاشق مال و ثروت اند!ثروت رفتنی و نابود شدنی است و ما میمیریم و آن را رها میکنیم و پس از مرگ در میان وارثان تقسیم میشود.

مردم سلطه و قدرت را دوست دارند! آن هم نابود شدنی و تغییر پذیر است.

زنان را دوست دارند و زنان,مردان را دوست دارند.این شهوت هم اگر در غیر طاعت پروردگار باشد از بین می رود,به پایان میرسد یا سطحی و گذراست و با مرگ یکی از دو طرف نابود شده یا به پایان میرسد یا بخاطر خیانت یکی از دو طرف می شکند.پس همه ی ارتباطات رو به نابودی و زوال است.

به همین خاطر محبت و عشقی که باید در جهت رسیدن به آن سعی و تلاش نمود باید ابدی و زوال ناپذیر باشد,محبتی که به قدرتت بیفزاید و هرگز از به اتمام رسیدن آن به وسیله ی سنگدلی,انکار,خیانت یا سر شکستگی نترسی.عشقی جاوید و ماندگار!!!

آیا ما صادقانه خداوند را دوست داریم؟آیا محبت خداوند بر ما واجب است یا فضیلتی است از جانب ما؟فرزندانت را بیشتر دوست داری یا خداوند را؟

این شیوه ی سخن گفتن از عشق جایز است,نظرتان درباره ی کسی که گناهان را بیشتر از الله دوست دارد چیست؟؟!!نظرتان در رابطه با جوانی که به دختری نامحرم و ناآشنا علاقه مند است و یکدیگر را دوست دارند چیست؟محبت و عشق به الله کجاست؟

این ها اموری پر شاخ و برگ هستند ولی بیایید تا درباره ی چیزهای حلال صحبت کنیم.به کسی که ثروتش_ثروت حلال_را بیش از خداوند متعال دوست دارد چه بگوییم؟

در این آیه کریمه که نیازمند تدبر و تفکر است خوب بیندیش,الله_تبارک و تعالی_ میفرماید:

قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (التوبه/۲۴)

بگو اگر پدرانتان,فرزندانتان,برادرانتان,همسرانتان, قوم و قبیله تان,اموالی که فراچنگ آورده اید,تجارتی که از کساد و بی رونقی آن میترسید و منازلی که مورد علاقه ی شماست,در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوب تر باشد در انتظار باشید تا خداوند کارش را بکند و خداوند کسان نافرمانبردار را هدایت نمیکند.

خداوند متعال در این آیه هشت مثال را ذکر میکند و این هشت مثال را در یک کفه و در کفه ی دیگر محبت خداوند متعال را قرار میدهد و آنها را وزن کرده است.اگر امور هشت گانه را به اندازه ی یک ذره یا تار مو ترجیح بدهید,پس منتظر آنچه بر سرتان خواهد آمد باشید:((خداوند کسان نافرمانبردار را هدایت نمیکند.))

این آیه فراخوانی جهت ترک این امور هشت گانه نیست,ولی این آیه مقایسه میکند.خداوند محبتش را به ما فرمان نمیدهد و بس,بلکه از ما خواسته است اگر میخواهیم میزان صداقتمان را از دروغمان تشخیص بدهیم در تک تک این امور هشت گانه بیندیشیم و ببینیم آیا اینها نزد ما محبوب ترند یا خداوند؟

ای کسی که شب و روز کار میکنی در حالی که نمازت را سروقت نمیخوانی و هر نماز را به وقت نماز بعدی موکول میکنی و ظهر را دو دقیقه قبل از عصر و عصر را دو دقیقه قبل از مغرب میخوانی!

این ها اموری است که مقایسه میشوند,ببین چه کسی را بیشتر دوست داری!!

فلان چیز و فلان چیز را از اطاعت خدا؟اطاعت چه کسی را ترجیح می دهی؟به حرف چه کسی گوش می دهی؟از چه کسی راضی و خشنود می شوی؟در واقع این آیه بسیار سخت است چون تک تک ما را مورد خطاب قرار می دهد.

از خلال این سخنان,شناخت و محبت پروردگار بر هر مسلمانی فرض می باشد,پس بر هر مسلمان واجب است که خدا را بشناسد زیرا خداوند انسان را آفریده است تا او را بشناسد و دوست بدارد,آیا عاقلانه است که عقلت را به امور فرعی مشغول ساخته و آنچه را اصل و مهم است رها سازی؟!

اکنون ما کجاییم و این سخنان کجا؟!

عده ای از مردم ثروت را بیشتر از خدا دوست می دارند!به همین خاطر رسول الله(ص) فرمود:

((تعس عبد الدرهم)) {بخاری ۲۸۸۷ از ابوهریره}

(چه بدبخت است بنده ی درهم)

پیامبر چنین شخصی را بنده ی درهم نامید.عده ای دیگر از مردم زنان را بیشتر از خدا دوست می دارند!

الله _عز وجل_ میفرماید:

 وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ یرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ(البقره/۱۶۵)

برخی از مردم هستند که غیر از خدا خداگونه هایی بر میگزینند و آنان را همچون خدا دوست دارند و کسانی که ایمان آورده اند خدا را سخت دوست میدارند,آنان که ستم میکنند اگر میشد عذابی را مشاهده نمایند که هنگام رستاخیز می بینند {میدانستندکه}قدرت و عظمت همه از آن خدا است و خدا دارای عذاب سختی است.

خداوند در این آیه میفرماید:افرادی هستند که ممکن است مسلمان هم باشند:((غیر از خدا خداگونه هایی بر میگزینند))شریک می آورند و این مشارکت در عقیده یا ربوبیت یا مشارکت در آفرینش نیست,آنها نمیگویند من فلانی را همراه خدا می پرستم یا فلانی در خلقت با خدا شریک است.این مشارکت در محبت است و نظیر و همتا اوردن در ربوبیت نیست بلکه در محبت است که البته مردود می باشد.

دانشمندان در رابطه با مقصود این آیه انجا که میفرماید:((آنان را همچون خدا دوست می دارند))میپرسند:آیا بدین معناست که همانگونه که مسلمانان خدا را دوست دارد,آنان همتاهایشان را دوست می دارند؟یا منظور این است:((آنان را همچون خدا دوست می دارند))؟یعنی الله را دوست دارند و شرکا را نیز به همین اندازه دوست دارند؟

پس گروه اول هرگز خدا را دوست ندارند بلکه شریکانی را که در نظر گرفته اند میپرستند همانگونه که مسلمانان الله را دوست دارند.

اما گروه دوم خداوند را دوست دارند ولی شریکانی دارند که آنان را به اندازه ی الله دوست دارند.پس کدام یک از این دو گروه مورد نظر این آیه اند؟

علما ترجیح میدهند که مقصود آیه گروه دوم اند.آنان خدا را دوست دارند ولی برای خدا شرکایی را در نظر گرفته اند و محبتشان نسبت به خدا و آنان یکسان است.مثلا میگوید:پروردگارم و خانواده ام!

نمازهای پنج گانه را ادا میکند ولی برای بهتر نمودن وضعیت زندگی فرزندانش از مال حرام استفاده میکند.او برای خدا شریک گرفته است.نه در عبودیت بلکه در محبت…

زیرا میان محبت به خدا و محبت به فرزندانش برابری ایجاد کرده است به همین خاطر از مال حرامی که خداوند از آن ناراضی است استفاده کرده است.چون فرزندانش را بیشتر دوست دارد و این همان مشارکتی است که این آیه از آن نهی فرموده است.از این سخنانم چنین برداشت نکنید که اگر کسی یک بار مرتکب این اشتباه شود برای خدا شریک آورده است.زیرا این سخنان بر اشتباهات مکرر منطبق نمیگردد.چون بشر مرتکب چنین اشتباهاتی میشود ولی منظور آن است که این روند زندگیت گردد.هرکس میگوید :من خدا را دوست دارم و وقتی که ادعا ها زیاد شد و همه ی مردم از عشق و محبت به خداوند متعال دم زنند خداوند آنها را مورد آزمایش قرار داد.این آیه امتحان آیه ای از قرآن با نام آیه ی امتحان و محنت است که آزمایش میکند و در این ادعا راستگو را از دروغگو نشان می دهد.الله_تبارک و تعالی_میفرماید:

 قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ(آل عمران/۳۱)
بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.

پس تنها با زبان از عشق و محبت دم نزن بلکه با عملت آنرا ثابت کن.

آیا سنت رسول الله (ص) را پیاده میکنی؟اگر سنت وی را اجرا نکرده و بر وفق دستورات پیامبر زندگی نمیکنی,نمازهای سنت را نمیخوانی,به طاعت پروردگار متعال اهمیت نمیدهی,نمازهای فرض را ترک کرده و به تأخیر می اندازی,با سستی و عدم رغبت در ماه رمضان روزه میگیری…کسی که این کارها را انجام میدهد چگونه می تواند از محبت الله دم بزند؟

چنین شخصی بدون شک دروغ میگوید((بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد))

 

چگونه به محبت پروردگار دست یابیم

۱_پافشاری بر گناهان را رها کن. من به تو نمیگویم:هرگز گناه نکن,چون همه ی ما اشتباه خواهیم کرد ولی اگر میخواهی به عشق و محبت برسی بر انجام معصیت پافشاری نکن  سعی کن از کارهایی که میدانی بر انجام آن پافشاری می ورزی دست برداری.

جهت متوقف نمودن آن با خود مبارزه کن,بدین ترتیب تو گناه انجام خواهی داد  ولی توبه خواهی کرد.پس اگر تو این کار را کردی نیمی از راه را به سوی محبت خداوند طی نموده ای و بقیه همه مکمل کننده اند.

_گمان نکنید که دوستدار خدا معصوم و پاک است. فکر نکنید که درجه ی محبت خداوند آن است که از لغزش ها معصوم بمانی,عشق به خدا آن است که وقتی لغزشی از تو سر میزند به سرعت بازگردی.توبه و پشیمانی با محبت پیوند خورده است.البته این فراخوانی برای انجام گناه نیست بلکه دعوتی برای آن است که تو را از معصوم نبودنت مطلع سازم.اگر مرتکب اشتباهی شدی به سرعت به سوی خدا بازگرد مبادا بر گناه اصرار ورزی!!

_تابعین میگویند:چگونه قلب به درخشش و روشنایی برسد در حالی که دنیا در درونش حک شده است؟یا چگونه به سوی خدا می رود در حالی که در قید و بند شهوت ها به سر میبرد؟یا چگونه با وجود عدم پاک سازی از نجاستِ غفلت ها بر غفلت ها وارد می شود؟

۲_فوراً دوستان ناباب را رها کن.منظور از دوستان ناباب کسانی اند که از پروردگارشان غافل اند,آن گمراهانی هستند که همیشه تو را به سوی معصیت و گناه میکشند.

۳_نمازها را بمدت یک ماه سر وقت بخوان.

۴_بسیار ذکر کردن,حتی باندازه ی ۲۵ دقیقه در روز.بسیار دعا کن به ویژه برای ثبات بر ایمان و خود داری از گناهان و این دعاها را تکرار کن:

((الهم أرنی الحق حقا و ارزقنی اتباعه و أرنی الباطل باطلا و ارزقنی اجتنابه))

پروردگارا!حق را به من همانگونه که هست نشان بده و پیروی از آنرا نصیبم گردان و باطل را همانگونه که هست به من نشان بده و دوری از آنرا به من ارزانی دار.

(ألهم إنی أسألک حبک و حب من یحبک و حب عمل یقربنی الی حبک))

پروردگارا!از تو محبت تو را و محبت کسی را که من را به محبت تو نزدیک کند میخواهم و محبت عملی را که من را به محبت تو نزدیک بگرداند.

۵_جزء سی ام قرآن را حفظ کن و پس از حفظ آنرا در نماز شب بخوان حتی اگر یک روز در هفته باشد,سپس در جلسه ی تدریس قرآن حاضر شو.

۶_همنشینی با دوستان خوب را در نظر داشته باش و به دنبال دوستان پایبند و دیندار باش و دعا کن و از خدا بخواه تا دوستان دیندار را نصیب تو بگرداند.

۷_با دوستانت در رابطه با دین سخن بگو و به آنان کمک کن.

به خدا قسم کسی که این گامها را یک به یک انجام دهد انشاءالله هرگز دچار لغزش نمیشود.این راه سخت و دشوار نیست و گمان نکن که نزدیکی تو به خدا فقط وابسته به حضور در جلسه ی درس یا مطالعه ی کتاب است مسأله,مسأله ی درس یا مطالعه ی کتاب نیست زیرا کسی که امروز درس می دهد فردا می میرد و اسلام متکی به شخص نبوده و هرگز هم نخواهد بود.چون اسلام به تلاش یک شخص وابسته نیست.

آیا تو با اسلام در ارتباط هستی و تصمیم گرفتی به سوی خدا حرکت کنی؟شاید بگویی این کارها سخت است.آیا آموختن سخت نیست؟پانزده سال است که در حال آموزش هستی چرا نگفتی سخت است؟هم چنین ازدواج,تربیت فرزندان,کار,چرا وقتی به دین میرسیم گفته میشود:گامها بسیار بزرگ است و ما خواهیم افتاد.

وقتی شروع به حرکت و گام برداشتن میکنی شیطان جلویت را میگیرد.در طول این یک سال_عمل نمودن به این گامها نیازمند ۶ ماه تا ۱ سال هستند_شیطان تمام سعی و تلاش خود را به کار میگیرد.در طی این مدت شیطان مانع تو میشود و نفست شبانه روز مقاومت خواهد نمود.دوستانت تو را به باد تمسخر خواهند گرفت و مرتکب گناه و لغزش خواهی شد.فتنه ها یکی پس از دیگری جلویت پدیدار خواهند گشت و تو همچنان مورد آزمایش و امتحان قرار خواهی گرفت,نترس چون خدا با توست و بر انجام این گامها استوار بمان و الله در هر گامی جلوی اشتباهاتت را خواهد گرفت و تورا بالا خواهد برد.در حالی که خودت همنمیدانی چگونه پیشرفت کردی.

خواهی فهمید که خداوند از تو پشتیبانی خواهد نمود در حالی که خودت هم نمیدانی چگونه ,تورا بالا میبرد,به مفام والا میرساند و تو را به منزلت عشق و محبت میرساند.آنوقت است که قلبت در یک رکوع یا یک سجده به پرواز در می آید و در برابر پروردگار خاشع و فروتن می شوی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:34 ب.ظ
It's awesome to pay a quick visit this site and reading the views
of all mates about this paragraph, while I am also keen of getting know-how.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :