تبلیغات
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی) - خلاصهcdمردم داری
 
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی)
جمعه 29 آبان 1394 :: نویسنده : sahar tirgham

 صحبتی است بین استاد (رعد) و شاگرد (نگهبان) در تاریخ بیست و نه بهمن ماه سال هزارو سیصدو هفتاد و پنج که چند روزی است سفر شروع شده است تحت عنوان یار واقعی و استاد میگوید : خوشحالم که یادی از من نمودید من هم خوبم و در دوایر بیکران به آنچه مقدر است ادامه میدهیم به یاد همه به یاد حق هستیم و برای آنچه خود پیش می آوریم و آنچه در لوح نوشته شده با احترام خاصی برخورد میکنیم چطور شد یادی از من نمودید؟

اینجا صحبت است از آنچه مقدر است و آنچه خود پیش می آوریم  و مثلثی تعریف شد که دارای سه ضلع به نامهای خواست و تقدیر و فرمان الهی بود و به دو قسمت اشاره میکند آنچه مقدر است و آنچه پیش می آوریم . قبلا گفتیم تقدیر چیزی است که خود ما بوجود می آوریم امروز با فکر و اندیشه خودمان عملی را انجام میدهیم و فردا درگیرش میشویم و یا دیروز کاری انجام داده ایم و امروز با آن مواجه ایم و بهترین مثالی که زدیم همان کشیدن چک در گذشته و رسیدن موعد چک بود امروز که نوبت چک ما می شود تقدیری است که ما قبلا رقم زده ایم و تعهد کرده ایم که در چنین روزی این مبلغ چک را پرداخت کنیم این میشود مقدر پس آنچه مقدر است مربوط به گذشته بوده است و دیگر آنچه پیش می آوریم و خیلی هم مهم است یعنی آنچه امروز داریم انجام میدهیم و نتیجه آن را یا همین امروز یا در آینده میبینیم و در حقیقت این دو بحث اگر فرمان الهی را کنار بگذاریم تقدیر و سرنوشتها با خواست خود اشخاص رقم زده میشود و هر دو اینها مربوط به خودمان است ما امروز هرچه بکاریم فردا همان را برداشت میکنیم اگر جو بکاریم حتما جو برداشت میکنیم و اگر خشم بکاریم خشم برداشت میکنیم. افرادی که مسئولیتی به آنها واگذار میشود باید هوشیار باشند و از آن موقعیتی که در آن قرار گرفته اند به نحو احسن استفاده کنند نباید اگر پست یا مقامی به ما واگذار شد و به جایگاهی رسیدیم خدایی نکرده از موقعیت مان سوء استفاده کنیم باید مردم دار باشیم در هر موقعیتی و مقامی که  هستیم: رئیس جمهور، پست های  اداری ،مادر ،فرزند یا راننده تاکسی و بقالی و ... باید درست و با محبت رفتار کنیم در کنگره در هر پستی که قرار گرفتیم از راهنما تا ایجینی و مرزبانی و نگهبانی و ... باید مردم دار و با محبت باشیم و درست رفتار کنیم . اگر در جایگاهی بودیم که میتوانستیم سوء استفاده کنیم و نکردیم این ارزش دارد وگرنه کسی که در شرایطش  قرار نگرفته و شرایط سوء استفاده کردن ندارد اگر خوب باشد که ارزش نیست. کسی که از شرایط استفاده میکند برای ایجاد اختلاف بین یک عده و حرف این و آن را میبرد و می آورد و همه را به هم میریزد مغزش کوچک است و هنوز رشد نکرده باید اگر یک پله بالا آمدیم و شرایط بهتری پیدا کردیم قدر موقعیت مان را بدانیم و در جهت ارزشها حرکت کنیم تا بتوانیم پله های بعدی را هم بالا برویم وگرنه اگر در ابتدای امر از پیشرفت کوچکمان سوء استفاده کنیم و در جهت ضد ارزش پیش برویم از همان ج به پایین پرتاب میشویم بهترین کار این است که اگر در هر پست و مقامی قرار گرفتیم مردم دار باشیم چون در این شرایط است که بیشتر به مردم احتیاج داریم وقتی آدم عادی باشیم که کسی در مورد ما اظهار نظر نمیکنه ولی وقتی به طور مثال در کنگره راهنما شدیم بقیه در مورد ما اظهار نظر خواهند کرد حتی اگر در آبدارخانه چای بریزیم روی ما حساب میکنند . پس ما نیاز به شناخت بیشتر و حمایت بیشتر داریم و خودمون را برای مراحل بعدی آماده کنیم . تمام مسائل روحی و روانی ما تحت یک سری مکانیزم بیوشیمی است و کوچکترین تغییر در این مواد شیمیایی مغزمان ما را تبدیل به یک آدم شاد و یا افسرده میکند یک ذره دوپامین بالا میرود شادیم یک ذره سرتونین پایین می آید افسرده ایم تمام این حالات و خلق و خوی ما بستگی روی همین سیستم ایکس است و با کارهایی که انجام میدهیم در مسیر ارزشها یا ضد ارزشها روی سیتم ایکس ما تأثیر دارد هر چه در صراط مستقیم باشیم و در جهت ارزشها این مواد بیوشیمی بهتر ترشح میکنند و ما در وضعیت خوبی قرار داریم و هرچه در مسیر انحراف یا ضد ارزشها باشیم سیستم ایکس مان تخریب میشود و ما در نگرانی و استرس به سر خواهیم برد. گویی خداوند و طبیعت آمده و این را کنترل کرده . درسته برای هر انسانی نگهبانی گماشته شده که یکی به خیر و یکی به شر به همه مشاوره میدهد آن به جای خود ولی هر کاری که ما انجام میدهیم به این مواد بیوشیمی بستگی دارد وقتی من بین انسانها را به هم میزنم دارم سیستم خودم را تخریب میکنم وقتی سیستم خودم را تخریب کردم در انزوا قرار میگیرم و تبدیل به یک انسان بی شخصیت میشوم که مردم مرا دوست ندارند و از من دوری میکنند و من از این قضیه رنج میبرم و این روی سیستم ایکس من یا خط خمر من  اثر میگذارد. خمر نام یکی از چشمه های بهشتی است و این خمر میتواند روی حال خوش یا بد ما تأثیر داشته باشد. پس همه چیز را خودمون پیش می آوریم اگر مردم آزادی کنیم حالمان بد می شود و اگر در جهت ارزشها باشیم حالمان خوب میشود. پس باید حواسمان را جمع کنیم . استاد به شاگرد میگوید : چه شد یاد ما کردی؟ شاگرد میگوید :من همیشه یاد شما هستم استاد میگوید: حتما تو هم مثل من قدری تنهایی را لمس نمودی و بی وفایی آشنایان بیگانه را ، مهم نیست . یک سری افراد برای ما آشنایان بیگانه هستند مثل پدر و پسری که از هم کاملاً بیگانه و دورند یا حتی فامیل و مادر و خواهر و ... که محبتی بین آنها نیست. ولی عده ای هم هستند که با هم رابطه فامیلی ندارند ولی بین آنها پیوند محبت خیلی خیلی قوی است مثل رابطه ای که بین ما در کنگره برقرار است و تنها محبت تعیین کننده رابطه هاست. البته در زندگی و دنیای کنونی هیچ چیزی ثابت نیست و نخواهد بود و تغییر می کند اگر الان مشکلی وجود دارد این تغییر پذیر است و مشکل حل خواهد شد. انسان دائماً در حال تغییر است و همیشه یاری داریم که تنهایمان نگذاشته و این مهم است و برای هر کس ممکنه اتفاق بیفتد که یاری داشته باشد که تنهایش نگذاشته و این ممکنه به اشکال مختلف باشد زیرا محبت را یادآور میشود و به تقدیر واقعی که واقف هستید وقتی آن یاری باشد که انسان را تنها نگذاشته باشد اون وقت انسان محبت به یادش می آید که بله محبت وجود دارد. بنابراین با فصل جدید آغازی نو کن که همه چیز را با احیای خودت دوباره جان ببخشی. ما نباید فقط منتظر اتفاقی از بیرون باشیم که برای ما بیفتد اگر قبلاً مصرف کننده بودیم و حالا وارد دوران جدید شدیم باید بایک داستان جدید و شرایط و فکر جدید شروع کنیم و مثل فصل های یک کتاب یا فصل های طبیعت و با این فصل جدید آغازی نو کنیم و با دنیاهای دروغین گذشته مان که درگیر آن بودیم وداع کنیم و ماسک خود را برداریم زیرا داشتن ماسک انرژی زیادی از ما میگیرد زیرا همانطور که میدانیم اگر بخواهیم پنهان کاری کنیم انرژی زیادی مصرف میکنیم پس باید با دنیای دروغین قبل وداع کرده و با نیروی جدید و تفکر جدید پیش برویم و بدانیم که یک یار واقعی بیش از هزاران هزار دوست دروغین قیمت دارد زیرا دوست واقعی در فراز و نشیب همراه ماست و در هر شرایطی ما را تنها نمیگذارد . دوست واقعی محبتشان واقعی است کسانی که محبت ندارند مانند ظروف تهی هستند و البته آنها بیشترین رنج را خودشان میبرند و تنها چیزی که از انسان خیلی باارزش است همان محبت درونی اش است و این به مقام و منصب ربطی ندارد کسی که دکتر یا پروفسور و ... است اگر درون کسی محبت نباشد مثل یک درخت بی ثمر است یا مثل یک ظرف خالیست که ما کاری با آنها نخواهیم داشت . تو یک مسئول هستی و جستجوگر و کسی که جستجوگر باشد مانند نوایی که خوب نتواند بنوازد اما آنقدر میتوازد که بهترین را بنوازد (این موضوع مربوط به سال هزارو سیصد و هفتاد و پنج است.) این مطلب هنوز بعد از گذشت حدود بیست سال صادق است جستجوگر یعنی هنوز داری پیدا میکنین هنوز همه چیز را نمیدانی (سفر اول یا سفر دوم) کسانی که میخواهند بدانند و میخواهند همه چیز را احیاء کنند و در حال آموزش هستند و ممکن است اشتباه کند ولی نباید از اشتباه ترسید باید از شکست درس گرفت و تجربه کسب کرد تا یاد بگیریم دفعه بعد اشتباه را تکرار نکنیم. باید از اشتباهاتمان درس بگیریم و شکست را پل پیروزی کنیم . مطلب دیگر شکار گوهر جان است که این مال سردار است که در نقش استاد بازی میکند و این مربوط به نوزدهم بهمن ماه سال هزارو سیصدو هفتادو پنج است ده روز جلوتر از تاریخ قبلی .انسان در قید حیات دنیوی با معیارهایی زندگی میکند و با آنچه میدانسته و کسب نموده سفر میکند شاید به نظر بعضی ها قدری کهنه باشد اما شکل آن معیارها عوض میشود ولی همان مفهوم را دارد. از تولد تا مرگ و از ازل تا ابد انسان در سفر است و در طول مسیر با آنچه کسب کرده سفر میکند اگر مصرف کننده است با مواد سفر میکند اگر مشروبخوار است با مشروب سفر میکند اگر بد است با بدی سفر میکند و از آنچه کسب کرده در کوله پشتی خود به همراه دارد و این کوله همیشه همراه اوست و همه چیزهایی را که در طول حیات کسب کرده در آن است اگر تنفر داشته در کوله است اگر حسادت داشته در کوله است و این همراهش خواهد بود و رنجش خواهد داد اگر با محبت و عشق و دوستی و لطف و خوبی باشد با آنها همراه خواهد بود و کل زندگی یک سفر گذرا است که باید طی شود از عصر هجر تا کنون شکل چیزها عوض شده ولی همان مفاهیم وجود دارد اگر قبلاً با آتش هیزم غذا میپختند الان هم با گاز و فر این کار را انجام میدهند یا اگر قبلاً در ظروف گلی و سفالی و سنگی غذا طبخ میشد الان از فلزات بهره برداری شد و حتی امروز در ظروف شیشه ای غذا طبخ میشود بنابراین مفاهیم عوض نشده اگر آن زمان انسانی در غار زندگی میکرد و مشغول غیبت و بدگویی بود یا دشمنی و ترس داشت الان هم همون عمل را انجام میدهد فقط شکل و فرم آن عوض شده بنابراین همانطور که در قدیم محبت بوده الان هم هست کینه بوده الان هم هست دشمنی بوده الان هم هست. شما حتی اگر به یک حیوان محبت کنید اثرش جاودانه خواهد بود .کسانی که محبت ندارند بیمارند و هنوز رشد نکرده اند. محبت هرگز از بین نمیرود شاید باور نکنید و نفهمید چون سیستم حیات و زندگی و حلقه ها را نمیدانید و اینهایی که در این جهان به هم محبت دارند قطعاً پس از مرگ هم در جهان دیگر چه در بهشت چه در جهنم و چه در برزخ به یکدیگر محبت خواهند داشت و اگر در این جهان محبت نداشته باشند در آن جهان ها هم نخواهند داشت . محبت دو سر یک کمان بی انتهاست و آغاز و پایان ندارد. در اندیشه شما نمی توانم یا نمی خواهم وارد شوم اما امیدوارم با تصمیماتی که در این مدت حتما با تفکر انجام داده اید راه بهبودی را برگزیده باشید (سفر اولی ها) فقط نخواهید که به خواسته تان سرعت بدهید زیرا به نتیجه نمیرسید و درمانده میشوید در مورد بعضی مسائل باید زمان آن سپری شود در مورد درمان باید مدت یازده ماه بگذرد اصولاً برای هر کاری احتیاج به زمان است و شما نمیتوانید پارامتر زمان را حذف کنید حتی اگر هم بتوانید سیستم نامتعادل میشود و پایدار نخواهد بود باید حتماً سیستم زمان را در نظر داشته باشید تا به بهبودی برسید اگر بخواهید پله های زندگی را طی کنید و با عجله باشید تبدیل به دزد یا سارق میشوید به طور مثال میخواهید زود پول دار شوید مجبور میشوید رشوه بدهید یا رشوه بگیرید و کارهای نامشروع کنید تا زود به پول برسید میخواهید به مقام یا منصبی برسید مجبور میشوید مسائلی را زیر پا بگذارید و برای این و آن بزنید ولی در نهایت به زمین خواهید خورد باید در مسیری که میروید سعی کنید کفه های ترازو اندازه باشند و درون و بیرون تطبیق داشته باشند و باید توازن کفه های ترازو را در تمام سطوح برقرار کنیم به طور مثال در مسئله درمان دی اس تی باید مقدار و زمان روی بالانس خودش باشد و مهمتریم مطلب تطابق درون و بیرون است هرچه درون و بیرون ما به هم نزدیک باشد راحتتر هستیم اگر درون و بیرونمان یکی نباشد یعنی ظاهر و باطن یکی نباشد میشود همان پنهان کاری که انرژی زیادی از ما میگیرد و انسانی به تکامل میرسد که در مسیر ارزشها باشد و ظاهر و باطنش خوب باشد و بر هم منطبق باشد این شخص وارد فردوس میشود کسی که ظاهر و باطنش بد باشد هم تکلیفش معلوم است باز هم تطابق دارد ولی در جهت ضد ارزشها ولی کسانی که ظاهری خوب و باطنی بد دارند باید پنهان کاری کند و هیچ فسادی صورت نمیگیرد مگر اینکه لباس تقوا به تنش کنند کسانی که شرم آورترین فجایع را مرتکب میشوند به اسم دین خدا اینگونه اند اگر بخواهید تطبیق بیرون و درون باشد باید در صراط مستقیم حرکت کنید و راه دیگری نیست امیدواریم در کلیه امور تطبیق را به انجام برسانید تا توفیق بیشتری حاصل نمایید در قالب انسانها همه چیز قابل تعویض است پاکی میرود ناپاکی می آید یا برعکس درستی میرود دروغ می آید و یا برعکس و این خاصیت انسان است در شکار گوهر جان هم به گونه های مختلف که غیر الهی است این عمل صورت میگیرد خوب است انسان در امتداد حیات خویش به آنها برسد و مجبور نباشد برای برخی مطالب بی ارزش رنج سفر دوباره را به خود راه بدهد به هر حال شیطان (سمبل مسائل منفی) در زیباترین قالب وارد افکار و ذهن انسان میشود و فکر نکنید که شیطان مانند یک پیرزن عجوزه قوز دار و جارو به دست است بلکه گاهی به شکل یک فرشته وارد فکر و اندیشه ما میشود و وسوسه ها همیشه هستند و با ما به حیات خویش ادامه میدهند و حتی در نفس مطمئنه هم وسوسه هست ولی آن انسانی که به این مقام رسیده به تفکر و اندیشه ای میرسد که جلوی وسوسه را میگیرد نه اینکه وسوسه ای نباشد چون آگاه است و انسان هرچه نادان تر باشد نمیتواند جلوی وسوسه خویش را بگیرد حتی برای بزرگان هم این وسوسه ها بوده و هست ولی آنان با آگاهی که دارند جلوی شیطان را سد میکنند و اجازه دخالت به شیطان نمیدهند ما نیز اگر قادر باشیم از شیطان و به طور کلی از ضد ارزشها دوری کنیم راه خود را مییابیم . انشاءالله ادای مطلب شده باشد نوشته ها خوبند وقتی در کنار تفکر و تعقل بالاتری قرار بگیرند به عبارتی یک اگر قدم از آنچه دریافت میدارید جلوتر باشید تا صحت و سقم آنها را خوب درک میکنید.در مورد خانواده هم زمامدار راستی ما را یادآوری و ترغیب به حفظ و نگهداری آن مینمودند امیدوارم این توصیه را از ما بپذیرید. پایان.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 12:10 ب.ظ
Hey! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be okay.

I'm absolutely enjoying your blog and look forward to new
posts.
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:48 ب.ظ
When some one searches for his necessary thing, thus he/she desires to
be available that in detail, so that thing is maintained
over here.
جمعه 23 تیر 1396 09:41 ب.ظ
Why users still make use of to read news papers when in this technological world
all is accessible on web?
چهارشنبه 30 فروردین 1396 01:13 ب.ظ
My family all the time say that I am killing my time here at net, however I know I am getting
know-how all the time by reading thes good content.
دوشنبه 2 آذر 1394 12:07 ق.ظ
هفته همسفر مبارک باشه بر همه همسفران کنگره 60اصفهان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :