تبلیغات
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی) - وادی 5
 
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی)
جمعه 18 دی 1394 :: نویسنده : sahar tirgham
در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن ، آن را کامل می نماید.
در این بعد جسمانی تفکر می کنی و برای رسیدن به آن باید حرکت کنی اما در بعد های دیگر اینطور نیست.به عنوان مثال: فردی می خواهد به مشهد برود ابتدا در ذهن خود فکر می کند اما تا راه نیفتد و مسیر را طی نکند به مشهد نمی رسد اما در بعد دیگر چنانچه اعمال فرد نیک باشد به محض تفکر به مشهد می رسد.اگر مثالی برای بعد جسمانی بخواهم بزنم همین اعتیاد،ابتدا به رهایی از بند اعتیاد فکر کرده ای ، سپس به سمت کنگره 60 حرکت کرده ای،زمانی که تهران خدمت آقای مهندس دژاکام می رسی رها می شوی.
این وادی وادی حرکت است و وادیهای قبل ،برای تفکر بود.برای درمان باید حرکت کرد ،باید برنامه راهنما را دنبال کرد. ما در آسمان یک خورشید کوچک را می بینیم در صورتی که اگر از نزدیک به آن نگاه کنیم عظمت آن را در می یابیم. همچنین وقتی از دور به دریا نگاه می کنیم آن را کوچک می بینیم اما وقتی در آن قرار بگیریم بزرگی آن را می فهمیم این دقیقاً شبیه انسان است وقتی با چشم ظاهر نگاه کنیم مقداری گوشت و استخوان است اما اگر با دقت و بصیرت نگاه کنیم عظمت آفرینش خدا را در می یابیم.به همین دلایل است که اکثر آیات قرآن کریم با یتفکرون به پایان می رسد.
شما فکر می کنید الان در چند جهان زندگی می کنید؟ شاید بگویید یک جهان. اما این اشتباه است . یک جهان جسمانی است و یک جهان دیگر زمانی که خواب هستید و یک جهان دیگر در ذهن ما می باشد و یک جهان هم هفت پیکر در هفت

آسمان.
در این جهان جسمانی زمان خیلی کند می گذرد بنابراین بهترین فرصت برای آموزش دیدن می باشد.پس سعی کنید از زمان خود بهترین استفاده را ببرید.اگر با اعتیاد از دنیا رفتید، این اعتیاد را با خود به بعد دیگر انتقال می دهید، پس سعی کنید تا فرصت هست درمان شوید،سعی کنید از برنامه راهنما خارج نشوید.شما در کنگره تمرین می کنید و آموزش می بینید تا در مسابقه بیرون (منزل و اجتماع) خود را نشان دهید.
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک         چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود          به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

در ابتدا ورزش در پارک شهرداری را ترک نکنید این در روحیه شما در طول هفته بسیار اهمیت دارد.
در قبل گفتم سه جهان داریم 1- جهان خاکی 2- جهان ذهن  3- جهان خواب
مثلاً در خواب میبینیم که به مشهد رفته ایم در حالی که جسم ما اینجا روی زمین است اما در مشهد هستیم این عالم خواب است.یکی هم جهان ذهن است مثلاً می گویید اسب و سریعاً در ذهن خود اسب را حاضر میبینید.پس ما همزمان در سه جهان زندگی می کنیم و اگر خواستیم به جهان های دیگر خودمان پی ببریم و در آن بعد ها سیر و سلوک کنیم باید تزکیه و پالایش انجام دهیم.هر چه بیشتر تزکیه و پالایش انجام دهید موارد بیشتری برایتان نمایان می شود.البته این دور از باور خیلی از افراد است به عنوان مثال من اگر به شما بگویم دیشب عروسی بودم شما یه تصور اندکی از عروسی دارید اما من که حضور داشته ام به طور کامل آن را درک می کنم.خداوند می فرماید ادعونی استجب لکم   بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را    باید دعوت بشوی و دعوت شدن ملزم به تزکیه و پالایش می باشد.آنقدر آن جهانها متنوع می باشد که دور از تصور ما است.زمانی که یکی از دانشمندان گفت زمین می چرخد مردم به او خندیدند و گفتند دیوانه است اگر زمین می چرخید که ما همه می افتادیم اما الان پی بردند که او کاملاً درست می گفته است. او چیزی می دید و می فهمید که در باور بقیه نمی گنجید.
تزکیه و پالایش که گفته می شود فکر نکنید کار شاقی می باشد وقتی از ضد ارزش ها دوری کنید یعنی تزکیه و پالایش انجام داده اید.

همین که یک دروغ را نگویید تزکیه و پالایش است.سعی کنید عیبهای خود را ببینید و نه دیگران.انسانی که مطالعه نکند خیلی سخت به تزکیه و پالایش می رسد.جهان ذهن برای درمان اعتیاد بسیار اهمیت دارد برای همین به سفر اولی ها می گویند لحظه رهایی خود را در ذهنت مصور کن.هر چه در ذهن حک کنی به آن می رسی.این عظمت کار خدا است.من الان هر چه هستم نتیجه تصورات ذهنی قبل من هست و هر چه الان فکر کنم در آینده همان خواهم بود.
اگر تا به حال تفکر کرده ای و به نتیجه رسیده ای که اعتیاد به دردت نمی خورد حال باید حرکت کنی به سمت درمان.تا وقتی که فقط فکر کنی درمان نمی شوی با حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود.برای ساختن ساختار ابتدا فکر باید کرد اما اگر این فکر عملی نیست باید ساختار را عوض کرد مثال خواستن ساندویچ در بیابان.کائنات طوری برنامه ریزی شده است که ساختارهای ما را کمک می کند حتی اگر منفی باشد.مثال برای اعتیاد هم باید فکر کرده باشی و بعد دست به کار بشوی.سعی کنید ساختارهای مثبت در ذهن خود پدید بیاورید چون ساختارها عواقب دارد حال مثبت باشد عواقب خوب و منفی باشد عواقب بد دارد.مثال: اگر شما منزل می خواهید باید در راه رسیدن به آن تلاش هم بکنید و فقط خواستن به درد نمی خورد نگویید چرا فلانی دارد؟! آن فرد برای رسیدن به منزل تلاش کرده است.برای درمان هم همینطور است.اگر میخواهید به درمان برسید باید کاملاً به حرف های راهنما عمل نمایید همانطور که راهنما ها هم به استاد خود گوش می دهند.

باید تزکیه و پالایش داشت شما اول باید پندار سالم داشته باشید تا بتوانید به گفتار و کردار سالم برسید.زمانی که فکرتان سالم باشد حرف بیهوده نمی زنید کسی که حرف توهین آمیز نمی زند فکر سالم دارد چرا یک معتاد حرف لغو می زند؟ چون فکرش افیونی است برای همین می گویند طرف معتاد است حرفش ارزشی ندارد.حتی طرز لباس پوشیدن یک فرد معتاد با زمانی که مصرف کننده نبوده است تفاوت دارد.حالا اگر کسی اعتیاد نداشت اما اهل دروغ یا دزدی یا کلاه سر دیگران گذاشتن یا... باشد باز هم فکرش نمی تواند سالم باشد چون در ضد ارزش قرار دارد و خود به خود از کار خداپسندانه دور می شود.بعنوان مثال گفتم یک گوسفند کاری ندارد علف مال کیست فقط فکر سیر کردن شکم خود هست فرد در دوران مصرف هم فقط می خواهد نشئه باشد و کردار گرگ گونه به خود می گیرد.
باید دانسته هایتان را به عمل تبدیل کنید اگر فقط بدانی اعتیاد بد است فایده ندارد باید بدانی و انجام ندهی. باید ابتدا بیآموزید و سپس به آن عمل کنید.بعضی از افراد خانه و باغ و ویلا و... دارند اما فقط امانتدار هستند،نه خود استفاده می کنند و نه به دیگران خیری می رسانند.باید از عقل و دانایی هم استفاده کرد تصور کنید فردی یک ژیان دارد و از آن کار می کشد ولی یک نفر یک ماشین گران قیمت دارد اما از پارکینگ بیرون نمی آورد کدام با ارزش تر است؟
ما فراموش کرده ایم که از کجا آمده ایم اگر بفهمیم دیگر دنبال ضد ارزش نمی رویم چون احساس خلاء می کنیم می خواهیم با ضد ارزش آنرا پر کنیم اما به آرامش نمی رسیم.آیا کسانی که پول فراوان دارند به آرامش رسیده اند؟خیر
تمام مشکلات ما دوری از خدا می باشد و تنها راه رسیدن به آرامش تزکیه و پالایش است.
توبه یعنی بازگشت از ضد ارزش،یعنی دیگر تکرار نگردد.برای شناخت ضد ارزش ها هر کسی باید به درون خود رفته و فکر کند ببیند چه چیزهایی را به همراه دارد و از آنها دوری کند.همیشه در نظر داشته باشید که هنگام گناه چهار نفر حاضر و ناظر هستند: 1-خدا   2- خود فرد   3 و 4 - دو فرشته الهی
روزی امام صادق (ع) به سائلی صدقه داد و دست خود را بوسید فردی سوال کرد چرا این کار را کردی،ایشان فرمودند:من جای بوسه فرشته را می بوسم. ما همه زیر ذره بین هستیم و خودمان خبر نداریم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 دی 1394 11:42 ق.ظ
خدا قوت خانم سحر عزیز از اینکه مطالب به روز است از شما تشکر میکنم انرژیتان افزون باد
جمعه 18 دی 1394 01:47 ب.ظ
جم رایگان کلش اف کلن به راحتی جم ها را دریافت کنید فقط با یک ثبت نام
میتوانید جم دریافت کنید
به راحتی با اموزش...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :