تبلیغات
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی) - متن سی دی تقدیر
 
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی)
یکشنبه 2 خرداد 1395 :: نویسنده : sahar tirgham

       
    مسئله‌ای كه مهمه مسئله زمانه تا بریم سر اصل موضوع. مسئله بسیار حائز اهمیتی. مخصوصاً روی انسان. انسان پیچیدگی‌های خیلی زیاده چون انسان مكانیزمش فرق می‌كند. انسان یكی از موجوداتی كه روی دو پا راه میره خیلی كم بعضی حیوانات روی دو پا راه میرن ولی بیشتر اوقات روی چهارپا راه میرن فقط شرایط خاصی هست كه روی دوپا حركت می‌كنند مثل گوریل و یا میمونها اینها روی دو پا قادرند راه برند ولی بیشتر كارشون روی چهار دست و پا هست منظور من اینكه حتی راه رفتن انسان روی دو تا پا خود این یكی از اعجاب و یكی از شگفتی‌هاست ولی یه یزی در دنیا وجود داره كه این استثناء نداره هرچه فراگیری عمیق‌تر- قوی‌تر- نیرومندتر باشد زمان بیشتری می‌خواد چون حیوان اندوخته‌هاش خیلی قوی‌تره محكم‌تره و دامنه‌اش خیلی خیلی وسیع انسان برای فراگیری قطعاً نیاز به زمان داره برای تغییرات هم احتیاج به زمان داره شما نگاه كنید كره خر یا كره قاطر و یا گوساله رو یا گوسفند رو اینا كه از مادر متولد میشن یك ساعت بعدش پا میشن چهار دست و پا راه میرن گاو یا گوسفند یا الاغ یك سالگی كامل شدن یعنی اسب یك ساله گاو یكساله گوسفند یك ساله اینها كاملاً آماده هستند برای تولید مثل یعنی این مرحله‌ای كه انسان 20 سال 18 سال طی می‌كند یك گوساله ظرف یكسال طی می‌كند یه مرغ سر ماه طی می‌كنه 6 ماه طی میكنه چون هرچه حجم اندوخته‌ها قوی‌تر پیچیده‌تر است بنابراین زمانش بیشتر هست نمیشه از یك تغییر اینكه انسان دارای یك خصوصیاتی است و یكسری افكار وا ندیشه در درون مخش ریشه گذاشته یكدفعه بخوای یك شبه عوضش كنی و یكباره عوضش كنی این بنابراین این وجود زمان قطعاً لازم است برای هرگونه تغییرات برای اعتیاد اصلاً مسئله   خودش را داره حداقلش یك سال بعد اگر حیوان باشد حیوان چون چیزی یاد نداره الاغ یا گوساله یا گاو مجموعه اطلاعاتش مجموعه زیادی نیست ولی مال انسان خیلی فرق می‌كنه این است كه برای انسان زمانی كه است كه پارامترهایی است كه باید در نظر داشته باشیم و در طول زمان این عمل را انجام بدهیم و خود هستی و خود خلقت هم در مورد این قضیه نتونسته كاری بكنه یعنی یه قانونی هست غیرقابل تغییر یعنی خود هستی اگر می‌تونست شاید این كار رو می‌كرد اگر هستی می‌تونست بفهمه كه این موجود ظرف یك سال می‌تونه كامل بشه این كار رو میكرد        

ولی در مورد اسنان رسید دید نمی‌تونه اینكار رو بكنه حتی باید یكی دو سال طول بكشه تا بتونه سر دو پا بلند بشه بچه انسان میشه گفت از ضعیف‌ترین بچه‌های موجودات چون از همون راه‌اندازی این سیستم فیزیكی‌اش كه همون راه رفتن و حركت كردن اینهاست همون كار بسیار مشكلیه شما چون به مرور زمان یاد گرفتی متوجه نیستی شما راه میری حرف هم میزنی راه میرین غذا هم مثلاً می‌خورید و این كار خودش كار خیلی خیلی پیچیده است چون زمان صرفش شده بنابراین زمان یك پارامتر بسیار مهم است و هیچ كاریش نمی‌شه كرد یعنی هستی نتونسته كاری بكنه اگر می‌تونست زمان 20 سالی كه لازمه به باروری برسه این كار رو میكرد به 3 سالگی برسه به 2 سالگی برسه بنابراین بعضی چیزها هستند غیرقابل تغییرند در سیستم اصلاً وجود ندارد كه ما انتظار داشته باشیم یكسری تغییرات رو یكشبه یا یك روزه یا یك هفته‌ای عوض بكنیم یا ایجاد بكنیم معجزه‌ای بشه زلزله‌ای بشه یا چه میدونی كراماتی باشه فلان بشه  بشر از این چیزها چیه تو این قضیه به هیچ عنوان چیه نیست چیزیكه این دستور جلسه امروز ما هست دستور جلسه امروز مال تاریخ 7/2/75 تحت عنوان تقدیر. تقدیر آنچه در تقدیر است این به انجام می‌رسد اما اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارد كه به آن شكل دیگری می‌دهد    تقدیر به زبون دیگه‌ای می‌تونیم بهش بگیم همون سرنوشت چون عوام معتقدند به سرنوشت ازنظر لغوی اگر بخواهیم بگیم از كدوم خانواده است از قدره قدر است یعنی اندازه شب قدر هم میگن چیه یعنی شب اندازه است ما یك قضا داریم چی داریم یك قادر قضا به نظر من یعنی قضاوت كردن قدر یعنی اندازه‌اش و حكم دادن قاضی قضاوت میكنه حكم سه ماه زندان قاضی قضاوت میكنه حكم پنج ضربه شلاق قاضی قضاوت می‌كنه حكم آزاد قاضی قضاوت میكنه حكم زندان ابد قاضی قضاوت میكنه حكم اعدام پس حكمی رو كه قاضی داد میشه چی قدر اندازه‌اش كه در بین عوام‌الناس این تقدیر رو به عنوان سرنوشت هم محسوب میكنن و عنوان هم میكنن كه سرنوشت انسانها روی پیشانیشونه چیه خوب اینجا دو تا مسئله بوجود می‌آد اگه معتقد باشیم كه سرنوشت تمام انسانها رو پیشونیشون نوشته شده از قبل ممكنه به این مسئله برخورد كنیم كه بگیم چیه پس بهشت و دوزخه مال چیه پس ما كه همه چیز از قبل تعیین شده و سرنوشت‌مون چیه از قبل تعیین شده پس، خدا میگه جهنم می‌برم بهشت می‌برم یعنی چی این یك قضیه یك قضیه میگه كه اگر قراره همه چیز تقدیر باشه پس سرنوشت روی پیشانی ما نوشته شده بنابراین تعلق و تفكر ما چی میشه پس این تلاش ما چی میشه كوشش ما چی میشه مسایل متعددی مطرح می‌شه چیزی كه كنگره بهش اعتقاد داره و ما بهش اعتقاد داریم زندگی برمبنای دو تا نیرو یا دو تا بردار حركت می‌كنه یك بردار تفكرات و تعقلات ماست و اون سعی و تلاش ماست یك بردار تقدیر ماست كه همون سرنوشت زندگی رو پیشونی چیه نوشته شده یك مطلب دیگه‌ای هم، رو تقدیر یه اسم دیگه‌ای تو كنگره گذاشتیم كنگره به تقدیر معتقده یعنی ناو پیشین ناو پیشین یعنی چی یعنی حكم قاضی كه قبلاً صادر شده پس تقدیر به عنوان كنگره یا سرنوشت تحت عنوان ناو چی ناو پیشین كه از پیش این ناو چیه نوشته شده و تقدیر از دیدگاه ما مثل یك تیری است كه از چله كمان رها شده و این قطعاً میره و به هدف چیكار میكنه می‌خوره حالا به هر كجای هدف می‌خواد می‌خوره تقدیر یك تیری است كه شلیك شده و یا تپانچه‌ای است كه شما ماشه رو قبلاً كشیده‌اید یعنی تقدیر رو هیچ كس نمی‌تونه عوضش كنه یعنی آنچه تقدیر است به انجام می‌رسه آنچه تقدیر ماست میره و كاملاً چی میشه به انجام می‌رسه، هیچ دخالتی درش نمی‌تونیم بكنیم هیچ احدی نمی‌تونه تو تقدیر دخالت بكنه چون شلیك شده صادر شده البته این موضوع موضوع ظرفیه بنابراین نمی‌تونن همچین قشنگ موضوع را باز كنم اما مجبورم یه چیزی بگم هركسی یه چیزی فهمید فهمید نفهمید هم نفهمید بطوركلی حالا این ناو پیشین چه جوری هست این ناو پیشین كه گفتم قاضی نوشته این رو قاضی تفریحی ننوشته همین طوری عشقی ننوشته خوب این یكی اینجوری اینم تو اینطوری به قول اینشتن تاس نریخته برای نوشتن تقدیره افراد ناو پیشینی هست كه مربوط به خود شخص شخیص ماست وقتی كه قاضی می‌خواد حكم رو بنویسه باید قضاوت كنه حكم رو بنویسه این تیكه رو گوش كنید یعنی قاضی وقتی می‌خواد حكم رو بنویسه باید قضاوت كنه حكم رو بنویسه تا قضاوت نكنه چیه نمی‌تونه حكم رو بده بنابراین تقدیری رو كه ما داریم در یك مقطعی قبل از حتی تولدمون یك مراحلی گذشته ویك موضوعاتی رو ما پشت سر گذاشتیم و یك برنامه‌هایی داشتیم برمبنای اون برنامه‌های گذشته ناو پیشین و تقدیر ما چی كار كرده حكم صادر كرده برمبنای اون قضاوتی كه انجام گرفته قاضی حكم كرده كه ما در كدوم ولایت بدنیا بیاییم برمبنای اون نوشته شده كه پدر و مادر ما چی باشن ما در كجا بدنیا بیاییم البته همه‌اش هم با موافقت خودمون بوده این حكمی كه صادر شده اگر بخواهیم یه خورده بفهمید من چی دارم میگم كه چه جوری تقدیر برنامه‌ریزی میشه شما امروز كه دارین زندگی میكنین هركدوم ما زندگی ما برپایه و اصولی هست كه قبلاً تعیین شده یعنی قبلاً تصمیم گرفتیم با یكی ازدواج بكنیم حالا همسرش هستید یا نیستید یا تصمیم گرفتید جدا بشید حالا جدا شدید یا نشدید یعنی هركاری امروز مشا انجام می‌دید این كار شما بستگی دارد مستقیماً رابطه دارد با برنامه‌ریزی قبلی‌تون یعنی اینجوری بگم كه من اگر تقدیر می‌تونه این جوری شكل بگیره من الان دسته چك رو برمی‌دارم یكسری چك صادر می‌كنم میدم دست مردم یك میلیون دو میلیون پنجاه میلیون صد میلیون برای شش ماه دیگه هفت ماه دیگه اینها رو صادر كردم خوب كسی با من كار نداره كه الان شش ماه دیگه میان یقه من رو می‌گیرن میگن چك رو پولش رو بده چك چی چك رو دادی شش ماه پیش 6 ماه پیش چك كشیدی حالا باید پولش رو بدی اونجا كه میان سراغت میگن پولش رو پرداخت كنید مال اون چكیست كه 6 ماه قبل در گذشته چیه صادر كردی حالا اون چكهایی كه ما در گذشته صادر كردیم امروز برای ما چیكار می‌كنه امروز برای ما بروز می‌كنه امروز میاد روی دست ما، ما هرچی در گذشته كاشتیم امروز می‌درویم بنابراین خودش یك نوع تقدیره تقدیر است كه ما بوجود آوردیم ما در ترسیم تقدیر و نوشتن این ناو پیشین نقش بسیار مؤثر و سازنده‌ای داریم هرچه امروز ما هستیم این نتیجه تفكرات و اندیشه‌ها و برنامه‌ریزی سابق ما چی بوده و هر چی كه امروز داریم انجام می‌دیم فردا خودش رو چیكار می‌كنه نشون میده ما امروز چك رو می‌كشیم فردا بدهكاریم امروز یه كاری انجام میدیم فردا باید جوابگوش باشیم امروز هم داریم می‌كاریم برای آینده یعنی مرتب ما در زندگیمون داریم تقدیر می‌نویسیم برنامه‌ریزی می‌كنیم برای چیه آینده شما امروز می‌آیید به یكنفر خیانت می‌كنید حالا یا به همسرتون خیانت می‌كنید یا به مادرتون یا حالا هرچی امروز خیانت می‌كنید نتیجه امروز خیانت شما دو سال دیگه برملا می‌شه 6 ماه دیگه برملا می‌شه یكسال دیگه برملا می‌شه اونجا كه یقه شما رو میگرن اونجا چیزی هست كه قبلاً‌خودتون یا خودمون برنامه‌اش را ریختیم نقشه‌اش را رو ریختیم بنابراین چون ما داریم دائماً تقدیر خودمون رو می‌نویسیم تقدیر خودمون را برنامه‌ریزی می‌كنیم می‌خوایم بریم دانشگاه اصلاً درس نمی‌خونیم میریم كنكور امتحان می‌دیم رد می‌شیم تقدیر خودمون اعمال گذشتمون زیاد می‌خونیم اونجا قبول میشیم الانه شما رفتید گذشته پارسال پول ریختین بانك اندوخته سپردین امروز شما بینید توی دفترچه بانكیتون 500 تومان پول در گذشته نریختین امروز می‌بینید یه قرون چیه ندارین گذشته خونه خریدن امروز صاحب خونه‌اید اگر نخریدن خونه چیه ندارین ولی شما این مقطع‌هاش رو می‌بینید تمام اعمال همینه بنابراین چیزیكه گفتم در اول صحبتم كه تعقل و تفكر زندگی ما رو پیش می‌بره پس می‌بینیم پایه برنامه‌ریزی تفكر برپایه برنامه‌ریزی تفكر و تعقل ماست چه اونها كه قبل از تولد برنامه‌ریزی كردیم و به انجام رسانده‌ایم و چه اونهایی كه داریم الان انجام می‌دیم الان هم هرچی داریم انجام می‌دیم این پایه واصولی میشه چیه برای آینده حالا اینجا گفته كه اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارد كه به آن شكل دیگری می‌دهد حالا می‌آییم سر یك قضیه دیگری می‌رسیم تقدیر كه قرار هست اتفاق بیفتد میگه اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارد كه به آن شكل دیگری می‌دهد این چه جوریه یعنی اعمال و رفتار و تفكرات ما در تقدیر به اون شكل دیگری می‌دهد یعنی چی یعنی تقدیر شده كه من 20سال در زندان باشم اگر تقدیر شده من 20 سال در زندان باشم من قطعاً 20 سال در زندان خواهم بود پس این زندان 20 سال خلاصی نداره ولی اعمال و رفتار من می‌تواند باعث بشود كه با اون زندان‌بانها، با اون زندانی‌های دیگر حركت مصلحت‌آمیز دوستانه داشته باشم و یك هم زندونی هم سلولی خوبی پیدا می‌كنم و در یك آرامش و آسایشی باشم می‌تونمن من این 20 سال زندانی رو با اعمال و رفتار خودم بسیاری در زندان برای خودم دشمن درست كنم یك هم سلولی خیلی شرور و قالتاق و شرور جلب هم به خوره به گردنم كه روزی دو فصل هم كتك بزنه و چه و چه پس می‌بینید این 20 سال زندان هست ازش گریزی چیه نیست حالا اعمال تو هست كه به این چه شكلی می‌ده تو این 20 سال زندان را تبدیل به یك جهنم بسیار غیرقابل تحمل میكنه یا نه این 20سال زندان رو تبدیل به گونه‌ای میكنه كه شما درست كه زندان هستی ولی از این زندان سختی و مشكلات و مسایل نداری و به راحتی و نرمی چی كار می‌كنی از بس برخورداری وقتی كه ی‌برن یك تو رو حتی اعدام می‌كنن یك نفرو می‌برن پای چوب اعدام باید زیر بغلهاشو بگیرن واین رو كشون كشون ببرن زیر چوب دار یكی هم اون اعدام می‌شه یكی هم می‌خوان اعدامش كنن میگه نه نمی‌‌خوام خودش میاد قشنگ میاد با آرامش می‌ایسته طناب رو می‌ندازه یك سیگار هم میشكه مثلاً میگن چی می‌خوای میگه یه سیگار بده بكشیم یه سیگار می‌كشه سیگار هم كشید میگه حالا طناب رو بندازین گردنم. خودش می‌پذیره هر دو تا حكم اعدام صادر شده ولی اون چگونه تحمل كرد این چگونه. اگر تقدیر رو احساس كنیم باز تقدیر هم خوب داره هم زشت داره هم زیبا اگر تقدیر، یك تقدیر بلایی باشه اون بلا سر ما میاد، ازش هیچگونه گریزی نیست ولی به ما بستگی داره كه ما از اون چگونه نسبت به اون واكنش نشون بدیم آیا اون زندانی كه محكوم به 20 سال زندان بودیم تبدیل به یك جهنم می‌كنیم یا با اعمال خودمون تبدیل به یك بهشت می‌كنیم خیلیها بودن كه محكوم به 20 سال زندان شدند 10 سال زندان بودند در زندان یه مرتبه چون 20سال بوده تو زندان نمونه‌های تاریخی خیلی زیادی داریم شروع كرد این 20 سال رو 10 سال زندانشو رو همش تمرین بوكس كردن، اومده بیرون بعد از 10 سال زندان شده قهرمان بوكس جهان زندان20 سال زندان 10 سال زندان بوده اومده شروع كرده در زندان به نویسندگی كه بالاترین كتابها و قوی‌ترین كتابهارو در زندان چیه نوشته یا در زندان بوده بعداً اومده اونقدر نوشتارهای زیادی‌رو متعددی رو بیرون داده و بعداً تبدیل شده به یك رئیس جمهور پس می‌بینید اون تقدیر زندان بوده ولی اعمال اون بهش نقش چیه نقش دیگری رو داده یه موقع ما تقدیرمون به یك چیزهایی محكوم می‌شیم كه همون تقدیره كه ما حالا چگونه برخوردار بشیم اگر از اعمالمون درست نتیجه‌گیری كنیم می‌تونیم دقیقاً یك مسئله بسیار منفی‌رو كه در تقدیرمون هست تبدیل به یك مسئله بسیار بسیار مهم و عظیم بكنیم یعنی بیاد اون تقدیر زندان ما تبدیل به یك نشان افتخار كه یك نویسنده بسیار مهم بشیم یا قهرمان جهان بیم و می‌تونه این 20 سال زندان ما تبدیل به گونه‌ای بشه كه زندان رو اصلاً‌ نتونیم تحمنل بكنیم و 20 روزه دست به خودكشی بزنیم آخرش هم در همون زندان خودمون را حلق‌آویز كنیم و بمیریم از این نمونه‌ها خیلی خیلی زیاد هست پس«لَیْسَ اِنْسانَ اِلا ما سَعی»  انسان هیچ چیز نیست مگر سعی و تلاش خودش تقدیر سرنوشتها به خواست اشخاص رقم زده می‌شه سرنوشتها و تقدیرمون را ما خودمون می‌نویسیم اونها كه خیال می‌كنن میگن سرنوشت ما روی پیشانی ما از همان اول نوشته شده بد نوشته شده ولی خودت باعث شدی كه اینطوری نوشته شده حالا با یك          با یك تكه از زندگی می‌بینید كه ای بابا ما همین جوری بوده اگر شانس داشتیم تقدیر ما اینطور بوده ما الان باید بدبخت باشیم كبوتر بچه‌ای بودم مادرم مُرد مرا با شیر گاو آموختند از بخت بدم گوساله‌اش مُرد مرا بردن به مكتب خانة عشق معلم آمد و درس غمم داد اینهارو رو دیوارهای زندان همه نوشتند كه كبوتر بچه‌ای بودم مادرم مرد اینها همه تقصیر كائناته، خیر تقصیر هیچكس نیست من یه آب پاكی رو رو دستتون بریزم بارها هم این كارو كردم باید همة بندها رو پاره كنیم و فقط روی شخص شخیص خودتون صحبت كنید نعوذبالله روی خدا هم حساب نكنید فقط رو خودتون كه خودتون چی دارین و چی كار می‌كنید وقتی این حساب رو كردین خودتون حركت كردین اونموقع خدا هم میاد كمكتون اون موقع خدا طرح می‌شه او موقع «الله والذین آمنو لیخرجهم من الظلمات الی النور» ولی كسانی هست كه شما رو از ظلمات خارج می‌كنه تا نور یعنی تا اونموقع كه تو حركت نكردی خدا هیچ حركتی نمی‌كنه میگه ببینم تو چی كار می‌كنی باز خداوند حالا خیلی خیلی خیلی كار می‌خواد تا محبتی بكنه اونجا تو توی تاریكی هستی یك كورسویی به تو نشون میده یه كورسوی نوری بهت چی كار می‌كنه بهت نشون میده وقتی نشون داد باز تویی كه باید بری به طرف اون كورسوی نور اون نورذره رو دیدی باید خودت حركت كنی بگی یا علی بلند شو بر یبه طرفش باز هم اونجا كورسوی نور رو انجام می‌ده كار دیگه‌ای انجام نمی‌ده اون موقع وقتی كه حركت كردی و به طرف اون رفتی اونجا وقتی كه می‌خوای بخوری زمین اون وقت میام به كمكت ولی باید دست رو خودت دراز بكنی، یارو داشت تو آب خفه میشد می‌رفت زیر آب می‌اومد بالا یكی گفت دستتو بده كه من بگیرم كه بیایی بالا نمی‌ده دستشو یكی بهش گفت بگو آقا دست من رو بگیر گفت بگیر فكر كرد كه می‌خوای یه چیزی بهش بدی فوراً دستوش چی كار كرد گرفت اومد بالا داستانش رو نمی‌گم حالا چی بوده بنابراین باید این رو حساب بكنیم رو خودتون خودمون حركت بكنیم منی كه دارم دو گرم شیره می‌خورم سه گرم شیره می‌خورم صبح تا شب بشینم شب تا صبح بشینم نیم مثقال شیره بخورم بعد شب بشینم هی تا صبح زیارت عاشورا بخونم كه من اعتیاد رو ترك بكنم پشتش هم هی چای شیرین بریزم بخورم هی مثلاً یه حب دیگر بندازم كه بیشتر دعا بكنم اینطوری نمی‌شه رو خودتون حساب بكنید و حركت بكنید و وقتی كه رو خودتون حساب كردید و حركت كردید اونوقت خداوند چیكار می‌كنه به یاری‌تون می‌یاد هرچی بلا سرتون می‌آد اومده همه سبب‌اش خودتون هستید هركدوم در هر جایی قرار دارید هرچی بلا سرمون اومده همه‌اش فقط خودمون هستیم هیچ كی مسببش نیست زندگی امروز فرم زندگی امروز شكل زندگی امروز سببش فقط خود ما هستیم هیچ كسی مسببش نیست اگر یه موقع‌ای نشستین دارین دیگران رو مقصر می‌كنید فلانی بود ال بود بل بود اون باعث شد من بدبخت بشم اینها همه چرندیاته خوب كه بشینید فكر كنید می‌بینید كه همه خودتون هستید خود ما بودیم كه اینگونه خواسته‌ایم و شاید هم به خیر و صلاح ما باشه كه اینگونه هستیم شاید هم به خیر و صلاح ما باشه كه باید اینطوری باشیم تا یاد بگیریم چون همه باید در جهنم دوره كارآموزی چی كار كنن بیاموزند انسان در اون فشار و در اون تنهایی و در اون بحران و در اون مسائل اونجاست كه یك فرصتی به انسان داده میشه كه انسان از اول فرصت كنه و بتونه خودش رو چی كار كنه بكشه بالا یا جایی كه شرایط دشوار و سختی حكم‌فرما هست این شرایط دشوار رو سخت رو به عنوان لعت خدا تلقی نكنید خیلی بزرگان می‌خواستند كه در تنهایی باشند تا از درون خودشون برن فكر كنن تفكر كنن و چه كنن و چه نكنن تا فرا بگیرن بعضی چیزها رو یاد بگیرن این است كه این وضعیتی كه وجود دارد این وضعیت رو دلخور نباشید بپذیرید مثل همون محكومی كه میره پای طناب دار وای میسه و میگه خیلی خوب طناب رو بندازید گردنم اون یكی هم هنوز تو سلول معذرت می‌خوام یك كیلومتری می‌خوان بگیرنش شلوارشو خراب كرده زیر بغلش رو می‌گیرن و میارنش بیرون اصلاً او نباشید اگر هم می‌خواهید بمیرید مردانه بمیرین همچین محكم بمرین قوی بمیرین عز و جز نكنین جز جگر نزنین همچین محكم هركدوم یعنی حتی مردن هر مشكلی كه دارین هر مسئله‌ای هست عز و جز نكنین مشكل رو با تمام شهامت بپذیرید و قبولش كنید هضمش بكنید و بگین من این مشكل رو حل می‌كنم من از این فاز خارج می‌شم و تلاش بكنید از اون فاز چی بشین خارج بشین وقتی كه اینجوری حركت كردین قطعاً خارج می‌شین اونجا قطعاً خدا بهتون كمك می‌كنه و مطمئن باشین نه تنها اینكه خدا به شما كمك می‌كنه بلكه بارها گفتم سنگهای بیابان هم به شما كمك می‌كنن درختها هم به شما كمك می‌كنن آسفالت هم به شما كمك می‌كنن پل وخیابان هم به شما كمك می‌كنن تاكسیها هم به شما كمك می‌كنن ولی وقتی اونجوری كردین از روی پل برین یك دفعه می‌ریزه پائین شتلق میری تو جوب پات می‌شكنه از تو خیابون می‌خوای رد بشی پات میره تو چاله یه ماشین رد میشه میزنه به تو درخت باد میزنه مشكنه می‌افته رو گردن تو گردن تو می‌شكنه یعنی هرچه بالتس میاد سر تو اونوقت هرچه بد آید هرچه آید بد شود یك بلا ده گردد و ده صد شود و یك روز می‌شه ده تا و ده تا میشه صد تا بنابراین در اون جهت صراط مستقیم حركت كنیم خداوند كه جای خود داره بلكه تمام هستی به شما چی كار می‌كنه كمك می‌كنه با روی باز با روی شهامت تمام چیه بپذیرید ما احتیاج داریم ما همه انسانها نیاز به انرژی داریم و این انرژی از درون خودمون سرچشمه می‌گیره خودمون به خودمون قشنگ می‌تونیم نیرو بدیم و انرژی سرشاری داشته باشیم... حالا می‌تونیم نباشیم هر صفتی داشتیم درانسان صادق نیست در اندیشه‌ای كه زمان را به مهار خود درآوریم ما یكی از مسائلی كه داریم همینطوری كه در اول جلسه هم گفتم ما باید زمان رو چیكار كنیم احتیاج به زمان داریم برای فراگیری ما زمانو چیكار كنیم به مهار دربیاریم كه این زمان ساختار رو انجام میده بر شما كه كاملاً فصل جدیدی را شروع نموده‌اید هیچ ایرادی نداریم زیرا شما كتابی زنده هستید كه هر لحظه یك ورق آن به دقت و ظرافت خاصی با درنظر گرفتن تمامی حالات خود حك می‌شود پس باید كاری بشود كه به گذشته رجوع ننمائیم این داستان مال سفر منه یعنی الان من مصرف كننده‌ام دارم مراحل سفر رو چیكار می‌كنم انجام میدم تاریخ 27/2 تقریباً سه ماه از سفر من چی شده گذشته میگه حالا این پله‌هایی كه داری میری كارهائیكه داری انجام میدی داره راجب اون موضوع صحبت میكنه ما بر شما كه كاملاً فصل جدیدی رو شروع نموده‌اید فصل دیگری هست، هم از تاریكی من دارم خارج میشم هم فصل بهار اومده میگه هیچ ایرادی نداره كارهاتو مرتب داری انجام میدی زیرا شما كتابی زنده هستید میگه شما یك كتاب زنده‌ای هستی كما اینكه همین طوره یك كتاب زنده‌ای شدم جلوی شما كه دارین می‌خونینش و همه مطالب گویاست یعنی هر انسانی یك كتاب زنده‌ای است یعنی هر انسانی یك كتابه همه هر كدوم یك كتاب هستیم اینجا داره مطرح می‌كنه كه شما یك كتاب زنده هستید كه هر لحظه یك ورق آن با دقت و ظرافت خاص با درنظر گرفتن تمام حالتهای خود حك می‌شود یعنی كتابی هستید كه از حالا داره ورقه‌هاش تر و تمیز و پررنگ داره نوشته می‌شه با تمام حالتهای خود حالتهای خود یعنی قطبهای منفی مثبت اهریمنی الهی هر دو تا داره انجام میشه پس باید كاری بشود كه به گذشته رجوع ننمائیم یعنی باید كاری بكنی كه به دو مرتبه به اون ظلمتها رجوع نشود صفحه‌ها همه تمیز و پررنگ نوشته بشود سفر اولی‌ها همه صفحه‌هاتون باید كاملاً پررنگ و پررنگ نوشته بشه و این همان قالبی است كه گفتیم كه قالبی داریم می‌سازیم كه در چند جلسه قبل مسئله قالب رو گفتیم از بیداری نیروهای خفته بدن این احساس رو كاملاً حس می‌كنیم كسانی كه در سفر باشند و سفرشون رو مرتب انجام بدن این بیداری نیروهای خفته بدنشون رو كاملاً حس می‌كنن اونهایی كه روی سفر مرتب باشند درخت صاف نمودار است و شكوفه‌های سفید نوید رهایی شما و پایان اسارت از آنچه نمی‌دانستید ما گاهی اوقات در اسارتیم باید از این اسارت چی بشیم اسارتی كه خودمون خبر چیه خبر نداشتیم وقتی كه درگیر مواد هستیم درگیر قرص هستیم، درگیر افكار مخشوش هستیم درگیر یك اسارتی هستیم كه این اسارتو چیه نمی دونستیم اگر می‌دونستیم واردش چیه نمی‌شدیم یا اگر می‌دونستیم باید و شاید چیه نمی‌كردیم و شكوفه‌های سفید نوید تمثل تصاویری است كه می‌اومد امیدواریم كه در راه خود قدمهای بسیار مفیدی بردارید و مسائل رو به خوبی آنچه گفته شد حل كنید و به پایان برسانید سفر اولی‌ها و سفر دومی‌ها باید در مسائل دیگرشون توجه‌هات خوبی داشته باشند باز هم در این زمینه با شما سخن خواهیم گفت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:05 ق.ظ
Heya! I just wanted to ask if you ever have any trouble with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing many
months of hard work due to no backup. Do you
have any solutions to stop hackers?
شنبه 14 مرداد 1396 01:12 ق.ظ
Right here is the perfect web site for everyone
who wants to understand this topic. You understand a
whole lot its almost tough to argue with you (not that I really
will need to…HaHa). You certainly put a new
spin on a topic that's been discussed for decades. Wonderful stuff, just wonderful!
دوشنبه 9 مرداد 1396 01:40 ب.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd definitely
donate to this brilliant blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and adding
your RSS feed to my Google account. I look forward to brand new updates and will share this website with my Facebook group.

Chat soon!
یکشنبه 8 مرداد 1396 11:23 ب.ظ
I’m not that much of a internet reader to be
honest but your blogs really nice, keep it up!
I'll go ahead and bookmark your website to come back down the road.
Cheers
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:33 ق.ظ
It's going to be ending of mine day, except before ending
I am reading this fantastic post to increase my know-how.
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:07 ب.ظ
Everything is very open with a precise clarification of the issues.
It was definitely informative. Your website is extremely helpful.
Thank you for sharing!
پنجشنبه 20 خرداد 1395 04:59 ب.ظ
سحر جان خدا قوت .تبریک بابت ساگرد شروع وبلاگ لژیونی توسط شما امیدوارم امسال با مطالب روز کنگره وبلاگ آنلاین تر باشد و رهجویان بیشتری شما را در این امر یاری نمایند وامیدوارم شمارا در مراحل بالای خدمت ببینم
یکشنبه 9 خرداد 1395 11:39 ب.ظ
سلام

وبلاگ خیلی زیبایی داری!

به منم سر بزن!

منتظرم!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :