تبلیغات
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی) - جملات امید بخش 2
 
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی)
پنجشنبه 5 شهریور 1394 :: نویسنده : sahar tirgham

عکس متن دار با موضوع خدا

ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ به خودم میگویم :
در دیاری که پر از دیوار است
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ ...
ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺑﺸﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ، ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ !
ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟! ﺗﻮ " خدﺍ " ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ " ﺧﺪﺍ " ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ...


خدایا

تو میدانی آنچه را که من نمیدانم

در دانستن تو آرامشی است و در ندانستن من تلاطمها

تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز . . .

خدایا

 از تو ثبات حال می خواهم

تا نتیجه اش شود ثبات قدم!

خدایا

دل و زبانم   را یکی کن

تا فرشتگانت به چشم منافق نگاهم نکنند!

خدایا
به ما یاد بده

آنچه را که به دیگران یاد میدهیم

خدایا، مرا به انضباطی درونی متعهد كن،
تا بفهمم و بدانم كه هر كاری كه دوست دارم

 و از آن لذت می برم را مجاز نیستم كه انجام دهم



خدایا!

تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم،

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم،

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم،

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم،

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟

آدمی گـاهـی نمـیـدانـد.

آدمی گـاهـی نمیـخواهد بـداند.

آدمی گـاهـی نـه میـداند و نـه میــخواهد کہ بـداند.

خــداونــدا

مـرا در گـروه جـاهـلان مپـسند

واگـر مـن در دستـه جاهلانـم

مـرا

در جهـل مـرکب قـرار مـده..

فرصتی ده

تـا بدانـم
کہ
نمیــدانم



گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

گفت:حتی من؟

گفتم:خدایا دلم را ربودند!

گفت:پیش از من؟

گفتم:خدایا چقدر دوری؟

گفت:تو یا من؟

گفتم:خدایا تنهاترینم!

گفت:پس من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم.

گفت:از غیر من؟

گفتم:خدایا دوستت دارم.

گفت:بیش از من؟

گفتم:خدایا انقدر نگو من!

گفت:من توام، تو من......


درددل هــــــــای خدا

سوگند  به  روز  وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد  که من

نه تو را رها  کرد ه ام و نه با  تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2)

افسوس که هر کس را به تو فرستادم  تا  به تو بگویم دوستت دارم و راهی

پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس30)

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام(انبیا 87)

و  مرا به مبارزه طلبیدی  و چنان تَوّهم زده شدی که  گمان بردی  خودت بر

 همه چیز  قدرت  داری. (یونس  24)

و این در حالی  بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و

اگر مگسی از تو چیزی   بگیرد نمی توانی از او پس بگیری)حج 73)

پس چون  مشکلات از  بالا  و پایین آمدند و  چشمهایت از وحشت فرورفتند،

و قلبت آمد توی گلویت  و تمام  وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در

راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی

اما به من گمان  بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)

تا زمین با  آن فراخی بر تو تنگ آمد  پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و

 یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به  سوی تو بازگشتم تا تو

 نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118)

 وقتی در تاریکی ها  مرا  بزاری خواندی که اگر تو را برهانم  با من می مانی،

 تو را از اندوه رهانیدم اما  باز  مرا  با دیگری در عشقت شریک کردی .

(انعام  (63-64

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی

 و  رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید  از من ناامید شده ای.

 (اسرا 83)

 آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3)

 غیر از من  خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)

پس کجا می روی؟ (تکویر 26)

پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)

چه چیز    جز بخشندگی ام  باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟

(انفطار6 (

مرا  به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را  در  آسمان

پهن کنندو ابرها را پاره پاره  به هم فشرده می کنم تا  قطره ای باران از  خلال

آن  ها بیرون آید و به خواست من  به تو اصابت کند تا  تو فقط  لبخند بزنی،

و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود

)روم 48)

من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و

 در شب روحت را  در خواب به تمامی بازمی ستانم  تا به  آن آرامش  دهم و

روز  بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم  و  تا مرگت که به سویم بازگردی

 به این کار ادامه می دهم. (انعام60)

(هم سفر سحر)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 12:21 ب.ظ
Whats up this is somewhat of off topic but I was wanting
to know if blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code with HTML.

I'm starting a blog soon but have no coding know-how so I wanted to get guidance
from someone with experience. Any help would
be greatly appreciated!
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:21 ق.ظ
Tremendous things here. I am very satisfied to see your post.
Thank you so much and I'm looking forward to touch you.
Will you kindly drop me a mail?
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:26 ق.ظ
It's difficult to find educated people for this subject, however, you sound like you know what you're talking about!
Thanks
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:01 ق.ظ
Ahaa, its nice conversation concerning this post at this place at
this web site, I have read all that, so at this time me also commenting at this place.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :