تبلیغات
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی) - متن سی دی"بوی ابلیس"
 
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی)
دوشنبه 28 تیر 1395 :: نویسنده : sahar tirgham

متن سی دی آموزشی "بوی ابلیس" از آقای مهندس

در کنگره افراد می آیند و خوب که آموزش ها را فرا گرفتند می روند که در زندگی به کار بگیرند چون...

مکتوب کردن یا نوشتن کتاب برای انتقال اطلاعات یا حفظ اطلاعات به کار می رود. در یک نوشته طبیعتاً باید چند مسئله رعایت بشود. اول آنکه هر نوشته ای که نوشته می شود هدف فرد از آن نوشته چه هست؟ بعد موضوعی است که مورد کاوش قرار می گیرد و مطلب بعدی روش نگارش است. یه موقع هدف نوشتن کتاب این است که اسم فرد به عنوان یک نویسنده مطرح بشود که این را خیلی زیاد داریم.زمانی کتاب به عنوان یک ارزش تلقی میشد و کسی که کتاب را می نوشت به عنوان یک کار ارزشمند بود. ولی در امروز نوشتن کتاب آنقدر مشکل و مسئله نیست. قدیم خیلی مسائل داشت تا یک کتاب نوشته شود ولی الآن هر کسی به راحتی یک سری مطالب را از کتابهای دیگر جمع می کند و سر هم میکند فقط به این خاطر که مطرح بشود که من هم کتاب نوشتم.

 حتی این موضوع در مسائل دانشگاهی هم مطرح می شود. اینطور کتابها نتیجه ندارد و فقط یک مدتی می ماند و از بین میرود. درست است که ملت ما فرهنگ کتاب خوانی ندارند ولی همش تقصیر مردم نیست، آیا ما کتاب خوبی داشته ایم و داریم؟ گاهی اوقات نوشتارها آلوده می شوند به مطالبی که عقاید شخصی فرد است و آلوده به دروغ و ریا و گروه پرستی و سیستم پرستی می شوند. کتابی که درست، مفید و موثر باشد مخاطب خودش را پیدا می کند . بعضی از کتابها چیزی را به انسان می دهند و بعضی از کتابها چیزی را از انسانها میگیرند و حتی کتابهایی داریم که جان انسان ها را می گیرند. ما خیلی از نویسنده ها را داشته ایم که منفی گرا بوده اند و جهان را تاریک می دیدند و عاقبت خودکشی کردند و این آگاهی را نداشتند که در جهان، سیاهی و سفیدی در هم آمیخته شده است. گاهی اوقات سفیدی ها زیاد می شود و گاهی اوقات سیاهی ها. هر ملتی شایسته حکومتی هستند که بر آنها حکومت می کند. هر ملتی شایسته فرهنگی هستند که در آن فرهنگ قرار دارند. اگر فرهنگ ملتی بالا باشد باعث کتابهایی می شوند که اگر حقیقت باشند از آن پیروی خواهند کرد.

پس نویسنده های که جان انسانها را می گیرند مطالبشان آلوده است. ممکن است به نام و مشهور هم باشند ولی جز سیاهی های زندگی چیز دیگری را به انسان منتقل نمی کنند. انسانها باید سیاهی ها را تجربه کنند و خودشان را از آن شرایط بیرون بکشند.

یک موقع هم نوشته ای را می نویسید و در نوشته نیش میزنید. این بین خیلی ها مانده که با یک نفر یا یک مکتبی دشمن یا دوست هستند و آنرا می نویسند. یک موقع هم هست که می نویسند ولی موذیانه نیش میزنند. اگر کتاب یا دستوری باشد و فرمانش، دستور درستی باشد موقعی به نتیجه می رسد که انجام عمل درست را میطلبد. اگر متد و وادی ها و آموزشهای راهنما درست است عمل سالم و درست را میطلبد. اگر فرامین درست باشد ولی عملیات نادرست باشد در اینجا به نتیجه نمی رسیم. آنجا تقصیر از فرمان نیست. اگر فرمان درست را درست عمل کنیم به نتیجه میرسیم.

کلام حق از میان چیزی که حقیقت باشد جاری میشود و سخن حق از حلقوم کفر، معنا ندارد. اگر کسی خودش کفر و فساد باشد و حرف بزند مفهوم ندارد. اگر سیستم ما کلام حق باشد، کلمه حق به ریشه های جوانها خواهد رسید و آنها را آبیاری و محکم خواهد کرد. وقتی آب تمیز و درست و حقیقت باشد علفهای هرز در آن رشد نخواهد کرد وگرنه علفهای هرز به پای درختان خواهند پیچید. علفهای هرز به کنار انسان می نشینند، وعده و وعید میدهند و به فساد دعوت می کنند و از مسیر صراط مستقیم خارج می کنند. به محض اینکه از حق و حقیقت خارج شویم و آموزشهایمان را برداریم به جایش علفهای هرز خواهد آمد. پس باید همیشه مراقب باشیم و اگر دیده شود باید به یک صورتی حلش کنیم.

در فهم در کلام گفتیم که کلام یا حقیقت است یا خلاف یا خنثی. خنثی یعنی اثری ندارد و نه خیری دارند و نه شری. بودنش با نبودنش فرقی ندارد. ابلیس یا شیطان یک چیز زشت نیست بلکه چیز قشنگی است. شیطان به زیباترین شکل وارد افکار انسان می شود تا گوهر جان انسان را برباید. همیشه فاسدترین کارها و یا سخنان در زیباترین کلمات ارائه می شود و هیچ خلافی انجام نمی شود مگر لباس تقوا درش قرار بگیرد. دزدها هم که میخواهند مال خودشان را تقسیم کنند بر مبنای عدالت تقسیم می کنند. این کلمات بوی ابلیس می دهد. انسانی که به اینگونه فتنه انگیزی می کند و چنین خسارتی را به جامعه و انسانها می زند باید حذف شود.

کسانی که شما را به نفاق دعوت می کنند و یا از دیگران غیبت می کنند، کسانی که کنار شما می نشینند و در جملاتشان از "ولی"، "مگر" و "اگر" استفاده می کنند در کلماتشان بوی ابلیس می آید. خیلی از کلمات هستند که دیگران را در قالب کلماتی زیبا تخریب می کنند که باید این را بفهمیم. باید کلماتی که گفته می شود را برویم ببینیم درونش و آخرش چه هست. هیچ کدام از ما اجازه نداریم در مسائل یکدیگر فضولی و تجسس کنیم و یا درباره مسائل شخصی دیگران از آنها سوال بپرسیم. اگر فضولی کنیم از آن بوی ابلیس بر می آید. در غیر این صورت سنگ روی سنگ بند نمی شود.

 من هر کسی می آید و پشت سر کسی بدگویی می کند در اول یخه خود او را می گیرم که به تو چه ربطی دارد؟ این باید یک سنت و یک رسم در کنگره بشود و هر کسی از کسی بد گویی کرد بگوییم بیا و به خودش بگو. هر کس خواست جاسوسی کس دیگر را بکند باید در جلوی او بایستیم تا در کنگره امنیت برقرار باشد. این کلمات و کارها مثل علفهای هرزی می ماند که می آید و به دور درختان را گرفته و قدرت آنها را میگیرد و غذایی که زمین باید به درخت بدهد علفهای هرز می گیرد. حتی در کنگره راهنماها اجازه ندارند وارد زندگی رهجوهای خود شوند. اگر وارد این مسائل شوند همچون باتلاق آنها را با خود به ته گودال خواهد برد. گروه خانواده هم همینطور باید عمل کند و بگوید من به شما یکسری مسائل و حروف الفبا را آموزش می دهم ولی تصمیم را باید خودت بگیری و خودت کتاب خودت را بنویسی.

پس در هر صحبتی باید حواسمان باشد که از آن بوی ابلیس می آید یا نمی آید که باید تشخیص بدهیم. اگر ما جلوی آنرا بگیریم به تلألؤ  در خواهد آمد و اگر جلوی آنرا نگیریم خود ما نیز در بین این علفهای هرز خفه خواهیم شد. کنگره مکانی است که بیاییم آموزشی بگیریم و برویم. کنگره این نیست که هر کس می آید در آن بماند. مثل دانشگاه که افراد فارق التحصیل می شوند و میروند. زندگی هم همینطور است. در کنگره افراد می آیند و خوب که آموزش ها را فرا گرفتند می روند که در زندگی به کار بگیرند چون کنگره 60 هدف نیست بلکه وسیله ایست برای شما که به زندگی و هدف درست دست پیدا کنید.

خیل آرام باشید و به آهستگی حرکت کنید که بتوانید در مقابل طوفان های سهمگین مقاومت کنید و بر شما خللی وارد نکند. برنامه های اندیشه و کارهایتان را در زمین و سماء بسیار محکم کنید، همچون محکم کردن پایه های علمی و مالی که بارها برایتان گفته ام. اگر فکر میکنید که همیشه در تقاطع راه، خطر در کمین است آگاه و درست باشید و دور اندیشی کنید که مسائل غیر مترقبه گزندی به شما وارد نکند.

بعد آن مبحث بسته می شود و مبحثی راجع به روح پیش می آید. هنوز در نوشتارهای پیشینیان، فرق بین مسئله روح و نفس را یکی می گیرند و گاهی اوقات نفس را با جسم یکی می گیرند. اینجا ما بر سر یک دو راهی قرار می گیریم که هنوز حل نشده است. بعضی معتقد هستند انسان آنچه هست صور آشکار است و همین است که ما روئیت می کنیم و یک روزی به دنیا می آید و یک روز از بین می روند و بقایی ندارد که به آنها "ماتریالیست" گفته میشود. گروهی نیز هستند که میگویند انسان فقط جسم نیست و این فقط صور آشکار انسان است و صور پنهان نیز دارد. انسان قبل از تولد یکسری مراحلی را داشته است و بعد از مرگ نیز مراحلی را دارد که تمام ادیان الهی بر روی این تکیه می کند. آنهایی که قبول دارند همیشه روح و نفس را با هم یکی گرفته اند و می گویند انسان در موقع مرگ قبض روح می شود یعنی روحش گرفته می شود.

ما در کتاب آسمانی خودمان می بینیم که هم کلمه روح به کار رفته و هم کلمه نفس. اگر نفس با روح یکی باشد لزومی ندارد دو کلمه باشند. اونجا گفته شده است که با فرا رسیدن موقع مرگ فرشته الهی می آید نفسهای شما را تحویل می گیرد و می گوید شما از یک نفس واحده درست شده اید و راجع به روح صحبت نمی کند. وقتی گفته می شود که از روح خودمان در شما دمیدیم به آن معنا نیست که از نفس خودمان در شما دمیدیم و دو موضوع جداگانه است.

وقتی که خداوند انسان را خلق کرد نخواست انسان مثل یک حیوان دست آموز باشد و ظاهر و باطنش یکی باشد و اختیار نداشته باشد. این انسان است که اختیار دارد ولی حیوانات درنده اینگونه طراحی شده اند و کار دیگری از دستشان بر نمی آید . حیوان علف خوار کارشان علف خواری است و جور دیگری ساخته شده اند و وضعیت و طراحی خاص خودشان را دارند. انسان اینگونه نیست و اختیار دارد خودش مسیر خودش را پیدا کند و سرنوشتش را بیابد. باید یک مراحلی را طی کند و پله های تکامل را خودش بالا برود و اگر در راه پیشرفت، به ظلمت رسید از درون خودش یک نوری را بوجود آورد تا راه را برایش روشن کند. ظلمت تمثیل مسائل ضد ارزشی، گناه و فجور است که باید از نور درونی استفاده کند تا از آن ظلمت خارج شود.

با احترام، آگاه و پیروز باشید...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 شهریور 1396 09:49 ق.ظ
Good web site you've got here.. It's difficult to find high-quality writing like yours nowadays.
I honestly appreciate individuals like you! Take care!!
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:26 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I found this board and
I find It really useful & it helped me out much.
I hope to give something back and aid others like you
aided me.
دوشنبه 9 مرداد 1396 05:52 ب.ظ
You could certainly see your expertise in the article you write.
The arena hopes for more passionate writers like you who aren't afraid to mention how they believe.
All the time follow your heart.
دوشنبه 9 مرداد 1396 01:49 ق.ظ
fantastic post, very informative. I wonder why the opposite
experts of this sector do not notice this. You should proceed your writing.
I am confident, you've a great readers' base already!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :