تبلیغات
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی) - فهم در كلام بخش دوم
 
آئین محبت(لژیون خانم فاطمه خادم الحسینی)
دوشنبه 28 تیر 1395 :: نویسنده : sahar tirgham

به نام خدا

فهم در كلام

کلیک کنید آپلود رایگان عکس برای بلاگفا - upload-photos.ir

ما گفتیم که مثلا در روش درمان DST با داروی OTواپیوم وتریاک را، ذره ذره کم می کنیم و به نقطه صفر می رسانیم ما این را گفته ایم دیگر.ولی در جاهای دیگر بیان می شد که در این سیستم DSTاینها تا آخر عمر مصرف می کنند و تا آخر عمر این ماده را به کار می برند و در کنگره 60 خوردن قرص و اینها آزاد است و مشکلی ندارد خوردن الکل آزاد است و مشکلی ندارد ولی تریاک را هم تا آخر 

عمر ذره ذره می خورند ولی کم می خورند و کنترل شده می خورند .ما چیز دیگری گفتیم ،اگر افراد دیگری می آیند و این چیزها را به ما می چسبانند و به سیستم می چسبانند ،هیچ ارتباطی با ما ندارد. درکلام خداوند هم همین است یک چیزی خداوند گفته؛ وبقیه می آیند یک چیزهایی می چسبانند ،به نفع خودشان تفسیر می کنند به خداوند ربطی ندارد . هیچ قانونی در جهان مادی پابرجا نمی ماند اگر از عقل و فکر ناسالمی بیرون آمده باشد این یک قانون است.اگر یک قانونی از فکر و عقل ناسالم بیرون بیاید هیچ وقت پابرجا نمی ماند. شما از مجری باید چیزی را بخواهی که مجری بتواند اجراکند.قانون باید چیزی باشد که مردم بتوانند اجرا کنند و درست و صحیح باشد . شما نمی توانید یک موضوع غیر عقلایی و غیر معمولی را به صورت قانون در آورید. تا یک موقعی شمشیر،زور،سمبه هست؛ آن کار امکان پذیر است ولی بلافاصله بعد از برداشتن آن سمبه و زور به حالت عادی خودش برمی گردد.مثل هندوانه می ماند که شما باید به زور آن را زیر آب نگه داری و به محض برداشتن دست به روی آب می آید هیچ قانونی در جهان مادی پابرجا نمی ماند اگر از عقل و فکر ناسالمی بیرون آمده باشد و این سخنان که در کلام الله نظاره می نمایید کلام انسان نیست ،اگرچه از طرف انسان بیان شده است می خواهد این را بگوید که اگر این کلام ،کلام ناحق و باطلی بود و نادرستی بود نمی توانست دو هزار سال یا دو هزار و پانصد سال و یا 1400 سال بماند مگر می شود کلام ناحق و نادرستی  و غلطی بماند.                       

آنچه گفتیم بازتکرارمی نماییم صراط مستقیم مارا به جایگاه اصلی خودمان هدایت می کند  باز منظورما این است که ما درکنگره هی می گوییم صراط مستقیم صراط مستقیم،...صراط مستقیم مارا به جایگاه خودمان هدایت می کند. ما می خواهیم برویم تبریز اگر در جاده مستقیم حرکت کنیم به تبریز می رسیم در اگر از جاده خارج شویم نمی رسیم .من بارها و بارها راجع این موضوع صحبت کردم که یکی از مسائلی که خیلی خیلی مهم و حائز اهمیت برای ما هست؛ خود حیات است. خود همین زندگی است، خود همین وجود داشتن است، خود همین عشق است ،خود همین محبت است ،خود همین خوراکی هاست ،خود همین خوردن است ،خود همین خوابیدن است، خود همین گردش کردن است خود همین تفریح کردن، خود همین نظاره کردن و خود همین زندگی کردن و این خودش اهمیت به سزایی دارد اگر ما بیاییم و قوانین الهی را بشکافیم و برویم آخرش و ببینیم که چه می خواهد بگوید ،...میخواهد بگوید :انسان اگر تو این قوانین را رعایت کنی بهتر می توانی زندگی کنی.زیست بهتری داری و در زندگیت در صلح و آرامش بیشتری زندگی می کنی.اگر می گوید مشروبات الکلی نخور به این خاطر است که زندگی بهتری بکنی ،اگر الکلی شدی و قهرمان هنرمندان جهان شدی و جایزه اسکار را هم گرفتی و الکل را نگذاشتی کنار،از آن اختلالاتی که به خاطر خوردن الکل در وجودت به وجود آمده، که ؛ نه با خوردن الکل از زندگی لذت می بری و  خوردن آن برایت عذاب است و نخوردن آن هم برایت عذاب است بعد چکارمی کنی؟ می روی خود کشی می کنی و خودت را حلق آویز می کنی. کسی که قهرمان هنرمندان است و برنده جایزه اسکار می رود خودکشی می کند و اگر الکل می خواهی بخوری، این مشکلات را دارد و اگر مواد مخدر مصرف می کنی این مشکلات رادارد. ما تصور می کنیم که خیلی کارها را به خاطر خدا انجام می دهیم اگر الکل نمی خوریم منت می گذاریم سر خدا که من الکل نمی خورم، یکی می گفت که من نمازم را همیشه سر وقت می خوانم ولی نمی دانم که چرا خدا مشکلات من را حل نمی کند،من گفتم خواندن نماز یکی از واجب دین است و باید بخوانی ولی در کنار آن 10 تا کار دیگر هم داری؟ گفت چه کار،گفتم 10 تا پول نزولی گرفته ای و وقتی که پول نزولی بگیری،پول نزولی تورا ویران می کند و خیلی مطالب دیگر.و همه اینها به هم وابسته و در کنار هم است پس اگر ما از صراط مستقیم خارج شود اول برای خودمان مشکل ایجاد می کنیم . این برای ما یک منفعت های کم؛ و ضررهای بسیاری دارد .با حرکتهای غیر اصولی و غلط از صراط مستقیم خارج می شویم و ضربه اش به ما می رسد و ما خیال می کنیم که بعضی از کارها را به خاطر خداانجام می دهیم ، نماز را به خاطر خدا داریم می خوانیم روزه را به خاطر خدا داریم می گیریم و منت می گذاریم و بعد می گوییم قبول باشد یعنی خداوند قبول کند، خداوند قبول می کند... اما مثلا روزه گرفتن تمام منفعتش مال ماست و برای خداوند بی منفعت است و همه چیز از آن خداوند است. برای ماست... مواد هم مصرف کنیم؛ برای ماست، خلاف هم بکنیم سر خودمان می آید  هر چه کنیم سرخودمان می آید و راه صراط مستقیم می خواهد به ما یک آرامشی را بدهد آنچه گفتیم باز تکرار می نماییم صراط مستقیم مارا به جایگاه اصلی خودمان هدایت می کند اما اگر در بین راه با وسوسه های شیطانی برخورد بنماییم که حق را از باطل تشخیص ندهیم  این دیگر از ناقص بودن قوه تعقل و تفکر ماست پس اگر به خاطر وسوسه های شیطانی قادر به تشخیص حق و باطل نبودیم این به خاطر ضعف و ناقص بودن قوه تفکر و تعقل ما است و ربطی به حق و باطل ندارد .واگرروی هر وسوسه ای با تفکر و تعقل فکر کنیم، زندگیمان به نابودی کشیده نمی شود کمی روی آن تفکر و تعقل کنیم... گاهی ما آن لحظه را می خواهیم که لذت ببریم و خوش باشیم ولی لذت آن لحظه برابر است با سنگینی و به دوش کشیدن بارمشکلات برای یک عمر.یک بار مصرف کردن، پای گاز نشستن،هرئین کشیدن، لذتی دارد، ولی بهای آن سنگین است و آن از نقص تفکر و تعقل ماست. در سیستم نمی گویم انسانها مانند حیوانات هستند اما می گویند گرگها وقتی که گرسنه باشند دسته جمعی حمله می کنند و شکاری بدست آورده و می خورند ولی اگر غذا به دست نیاوردند می ایستند و همدیگر را می نگرند و اولین گرگی که از گرسنگی افتاد به آن حمله می کنند و پاره پاره کرده و می خورند انسانها هم همین طور هستند در زندگی گاهی از پا می افتیم آن زمان انسانها از ما سوء استفاده می کنند و تکه تکه می کنند. خیلی ها آرزو دارند که شماها یک مصرف کننده باشید. درسته که خیلی ها دوست دارند شما درمان شوید اما در مقابل خیلی ها هم می خواهند که شما مصرف کننده باشید چرا؟برای این که از شما سوء استفاده کنند و هر چه به شما بگویند؛ بگویید چشم . راه غلطی است که ضربه اش به خودش می رسد.که ازش سوه استفاده کنند ،ازش حق السکوت بگیرند، ازش ایراد بگیرند،توی سرش بزنند،و سرش را نتواند بالا کند.پس اینها در اثر همین وسوسه هاست در اثر عدم تعقل و تفکر است و حواسمان باید کاملا باشد که برای انجام هر کاری، یک ذره تفکر و تعقل کنیم .اگر ذره ای تعقل و تفکر کنیم کارمان را انجام داده و به نتیجه می رسیم و همان طور که حیوانات  موقع ضعیف شدن به بقیه حمله می کنند در انسان هم هم همین طور می باشد " برو قوی شو اگر عزم زندگی داری  که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است" باید قوی کنیم، همیشه به شما گفته ام که اگر قرار است بمیریم ،باید ایستاده بمیریم با غرور بمیریم ؛سرپا بمیریم ...توسری خور نمیریم ،تبدیل بشویم به یک معتاد عاطل و باطل توسری خور،دیگر شما می دانید که لذتش تا کجاست آنچه گفتیم باز تکرار می نماییم صراط مستقیم ،مارا به جایگاه اصلی خودمان هدایت می کند. اما اگر در بین راه با وسوسه های شیطانی برخورد بنماییم که حق را از باطل تشخیص ندهیم  این دیگر از ناقص بودن قوه تعقل و تفکر ماست به همین جهت است که می گوییم کسی که لسان ندارد و نمی تواند  تکلم نماید بایستی از کلام خداوند تبارک و تعالی بی نصیب نماند و آنقدر ساده و روان بیان شده که قابل فهم تا نه قابل قرائت با صوت می باشدکلام خداوند اینقدر ساده  بیان شده است که کسی که زبان ندارد و لال است می تواند  بخواند و استفاده کند چون پیچیدگی ندارد. کتاب خدا پیچیدگی ندارد "ویل للمکذبین" وای بر دروغ گویان "ویل للمطففین"وای بر کم فروشان "الله محب المحسنین"خداوند نیکوکاران را دوست دارد این کلام خیلی ساده است حالا پیچیده اش"اذا الشمس کورت و اذا النجوم الکدرت"بماند بر جای خودش،اینها خیلی ساده است وای بر دروغ گویان،وای بر کم فروشان،خدا نیکوکاران را دوست دارد اینها خیلی کلمات ساده هستند و اگر کسی لال هم باشد این کلمات را می فهمدو درک می کند آنقدر ساده و روان بیان شده که قابل فهم تا نه قابل قرائت با صوت می باشد می گوید از لحاظ فهم و درک بسیار ساده هستند ولی از لحاظ خواندن و قرائت با صوت ،کار بسیار سختی است. یکی از بزرگان خودمان جمله بسیار قشنگی دارد که بارها من گفته ام که" حفظ قران آغاز فهم و عمل است" یعنی صوت و اینها آغاز فهمیدن و عمل کردنه و اینجا هم به همین صورت است و می گوید ساده است و برای فهم و عمل کردن است و نه برای اینکه با صوت فلان و قرائت فلان خوانده شود ،صوت و قرائت فلان خوب است ولی چیزی که بسیار مهم است فهم و عمل کردن است.اول فهم و دوم قرائت و صوتش است. مثل یک نسخه ای که یک پزشک به شما می دهد حالا چه سنتی و چه مدرن،کپسول ،شربت سینه و آمپول.... یکی را صبح بخور یکی را ظهر و یکی را شب یا چه می دانم شربت گل گاوزبان است ،بادیان است،ختمه است اینها را بگیر و بجوشان و صبح و ظهر و شب بخور و این دستور، و این نسخه را به شما می دهد. و شما باید داروها را بگیرید و عمل کنید تا خوب شوید. حالا شما باید دارو ها را بگیرید، طبق نسخه عمل کرده و بخورید تا خوب شوید .حالا شما نه داروها را گرفته اید و نه  درست کرده اید و نه خورده اید و تنها نسخه را با خط طلاکوب و زرکوب و با بهترین خطاطی گذاشته اید جلویتان؛ وبه کسانی که صدای خوش دارند نسخه راداده اید، بخواند و با صوت رسا و زیبا می گوید: سه قطره در صبح بخور،یک قاشق چای خوری ظهر و نصف استکان در شب. این خوب است عالی ،...ولی مهمتر از همه فهم کلام خداوند است آنقدر ساده و روان بیان شده که قابل فهم تا نه قابل قرائت با صوت می باشد فهم در کلام مهم است و این درک و فهم است که کلید درب خانه های متعددی را می گشاید و انسان را به سوی خداوند یا به سوی آرامش و آسایش یا صلح یا خداوند هدایت می کند.وقتی که فهمیدی در اثر فهم و درک ،درب های دیگری برایت گشوده می شود. شما وارد کنگره شدید برای درمان اعتیاد وقتی که ذره ذره به نتیجه می رسید، درب ها و چیزهای دیگری برای شما باز و گشوده می شود. در این باب زیاده گفتیم انشالله که قدم اول شما که مکتوب جاری است به جای خود برودهمان کتاب 60 درجه آنگاه ما با تفکر بیشتر و قدم به قدم ،به قدم های دیگر خود ادامه خواهیم داد و در مورد مسائل ذکر شده ما خواستیم با قضات دیگر که با شما هم آشنا هستند این را بگوییم که در هر زمان و مکان شما از هیچ موضوعی حتی به اندازه ذره ای نباید بگذرید. همان کلام خداوند که ذره ها هم چه خوب و چه بد دارای پاداش الهی هستند البته به خوب ها پاداش می دهند ، بدها را هم که می دانید چگونه رفتارمی کند.حتی به اندازه ذره ای نباید بگذرید فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ ؛ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ" همین را می گوید كه حتی مثقالی ، ذره ای عمل خیر یا شر را از آن نباید بگذرید ،پایش حساب می شود و در این جا صراحتا می گوید:كه اگر انسان ذره ای عمل خیر انجام دهد و یا ذره ای عمل شر انجام دهد. آن پاداشی كه می گیرد تاثیر بر زندگی خودش می گزارد. من همه اش می خواهم بگویم كه :"هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی" اگر ذره ای عمل شر انجام دهی به خودت بر می گردد و اگر ذره ای عمل خیر انجام دهی به خودت باز می گردد . و باید به این موضوع دقت كنید و آن را اجرا و عملی نمایید. اكنون می دانید كه كلام حق بابیان ساده در دلهای آنانی كه باید نوشته شود، حك می شود.

كلام حق یعنی كلام راستین ، كلام حقیقت ،كلام درستین بابیان ساده با یك زبان خیلی ساده در دلهای آنانی كه باید نوشته شود، حك می شود.كلام حق پیچیدگی ندارد با بیان ساده،مطالبی هم كه در كنگره مطرح می شود همه خیلی ساده و روان و آرام است و یك ریشه ای پی می شود كه در كلام به سخن به كار می رود و یك مصدری می شود كه از آن كلام انشعاباتی استخراج می گردد كه بنیان خیلی از بنیان ها را وا‍ژگون می گرداند و در انجام كار همانطوری كه می دانید اگر در كلام خداوند اشكالی می بود در دلها نمی نشست و جهان را برای صلح آماده و مهیا نمی نمود.حالا این رابرایتان ترجمه می كنم؛اكنون می دانید كه كلام حق بابیان ساده در دلهای آنانی كه باید نوشته شود، حك می شود.یعنی در دل آنهایی كه باید بنشیند، آنهایی كه قرار است این كلام را بشنوند و بر دلهایشان بنشیند،ممكن است برداشت شود كه "در دل آنانی كه قرار بود بنشیند"یعنی آنها انتخاب شدند كه این كلام بر دلهایشان بنشیند و بر دل برخی ننشیند. این خودش یك حكمت و یك حسابی دارد ، وقتی انسانها در زندان هستند ،می گویند امروز قرار است یك سری از زندانیان مرخص شوند . آنهایی كه حكمشان تمام شده است از زندان مرخص می شوند . آنانی كه دوره حبس و محكومیتشان تمام شده است از زندان آزاد می شوند. پس آنانی كه قرار بود از زندان آزاد شوند،آزاد می شوند.پس افرادی كه امروز از زندان آزاد می شوند را ما انتخاب نمی كنیم آنانی از زندان امروز آزاد می شوند كه دوره محكومیتشان امروز به پایان رسیده است . اینجا كه می گوید بر دل اینها باید بنشیند در واقع اینها یك پیشینه ای دارند ، یك حساب و كتابی دارند كه در دل اینها می نشیند ،آن بقیه نه؛هنوز باید تا ته طویله بروند و هنوز كلی مسئله دارند تا یك روزی ،این سخنان بر دلشان بنشیند و فعلا حتی اجازه مرخصی هم ندارند ،و بر دلشان نمی نشیند.و یعنی می خواهم بگویم: كه این یك حكمتی دارد،ویك جوری شانسی و الكی نیست.حك می شود. وقتی حك شود، به یك ریشه ای پی می شود. تبدیل به یك ریشه ای می شود. پی یعنی فونداسیون ،مثل ریشه درخت یك فونداسیون می شود.یك ریشه ای پی می شود كه در كلام و سخن به كار می رودوقتی یك ریشه ای شد در كلام و سخن این افراد به كار گرفته می شودو یك مصدری می شود كه از آن كلام انشعاباتی استخراج می گردد مصدر: ریشه یك لغت را در زبان فارسی ،مصدر می گویند مثلا علامت مصدر در زبان فارسی "تن " و "دن" می باشد مثلا" گفتن" كه آخرش "تن" است ؛مصدر می باشد،خوردن آخرش به "دن" ختم می شود و مصدرمی باشد. شنیدن،آمدن ،خوابیدن ،اینها همه مصدر می باشد یعنی ریشه لغت،از ریشه لغت بسیاری از مفاهیم دیگر استخراج می شود،مثل گفتن كه مصدر است و از آن ،گفتم،گفتی،گفت،گفتیم،گفتید،گفتند. می بینید كه از آن 6 تا فعل ایجاد شد گفته ام،گفته ای، گفته است،گفته ایم،گفته اید،گفته اند باز هم می بینید كه 6 تا دیگر گفته بودم،گفته بودی،گفته بود،گفته بودیم،گفته بودید،گفته بودند ،خواهم گفت ،خواهی گفت ،خواهد گفت ،خواهیم گفت ،خواهید گفت ،خواهند گفت . می بینید كه از این مصدر "گفتن " كلمات زیادی استخراج می شود. اینجا هم دقیقا همین است ؛ یك مصدری می شود كه از آن كلام انشعاباتی استخراج می گرددكه بنیان خیلی از بنیان ها را وا‍ژگون می گرداند اگر حق و حقیقت باشد،اگر فرض كنیم حالا،باز هم می گویم فرض كنیم كه روش DST یك روش حق و حقیقتی باشد و در زمینه اعتیاد روش درستی باشد طبق آنچه كه تا الان گفته ایم، در زمانهای آینده از میان نخواهد رفت،حالا چه د‍ژاكامی باشد،چه شما باشید و چه نباشید .اگر حق و حقیقت باشد برای آیندگان می ماند و از بین نخواهد رفت .و از ادبیاتی كه در آن استفاده شده كلامی ،روشی،معتادی،مطالبی از درونش استخراج می شود كه آن روشهایی كه غلط است و نادرست است بنیان آنها را فرو می ریزد. و در ظرف این چند سال این بنیان را فرو ریخته است ،چطوری این بنیان را فرو ریخته؟مثلا ما در قدیم در مطبوعات داشتیم كه ترك اعتیاد در بیست و چهار ساعت ؛فوق سریع،ترك اعتیاد فوق سریع درو چهار ساعت،دروغ بود دیگر،بنیان آن فرو ریخت. الان بنیان سم زدایی به مقدار خیلی زیادی فرو ریخت.پس وقتی كه شد،؛ یك مصدری می شود كه از آن كلام انشعاباتی استخراج می گردد كه بنیان خیلی از بنیان ها را وا‍ژگون می گرداندو در انجام كار همانطوری كه می دانید اگر در كلام خداوند اشكالی می بود در دلها نمی نشست اگر در كلامش اشكالی بود هرگز در دلها نمی نشست ،اصلا باطل نمی تواند بقا داشته باشد ،نمی تواند ادامه پیدا كند ،زود خودش را نشان می دهد ،اصلا آدم دروغ گو كم حافظه می باشد،تمام افرادی كه حرف ناحق زدند فوری 6 مها دیگه 1 سال دیگه از بین رفتند تا وقتی كه باشی ، سمبه باشد حرفت را قبول می كنند ،وقتی كه نباشی سمبه برداشته می شود. برای حق نمی شود غیر از كلمه  خودش چیزی یا مطلبی را گذاشت. حق ،یعنی حقیقت یعنی راستی و درستی برای حق نمی شود غیر از كلمه  خودش چیزی یا مطلبی را گذاشت مگر جاری بگردد و بالعینه دیده شود كه آنوقت حق معنی خود را با انوار الهی نشان خواهد داد به جای حق هیچ چیزی را نمی شود گذاشت و هیچ  اسم دیگری گذاشت.مگر این كه خودش جاری شود و وقتی خودش جاری شد. آن وقت قابل مشاهده می باشد. یعنی می گوییم متد  DST اگر بگوییم كه حق است چیزی را نمی توان جایش گذاشت. و اگر حق باشد بعدا خودش جاری می شود،وقتی جاری شد؛می بینی،آره این درست است و عین حق و حقیقت است. وقتی كه جاری شد از درون آن سلامتی بیرون آمد ،و ما الگوها را دیدیم ،سالم ها را دیدیم ،سلامتی را دیدیم ،صلح را دیدیم،آرامش را دیدیم،می گوییم آهان ن ن ن ن ...می گوییم این چیست،خودش است.ما برای انجام و اجرای این كلمه  شما را تقویت و تشویق نمودیم و اكنون ثمره آن را با تمام شهر خود حس می نمایید و از بكاربردن و به دست آوردن حق خود لذت می برید. این تاریخ 11/07/77 است. كه من 15/09/76 به درمان رسیدم و در این تاریخ حدود 10 ماه از رهایی من می گذرد كه در این جا استاد دارد به شاگرد می گوید:كه ما برای انجام و اجرای این كلمه  شما را تقویت و تشویق نمودیم تو را در آن سفر اول تقویت و تشویق كردیم و اكنون ثمره آن را با تمام شهر خود حس می نمایید الان نتیجه آن را كاملا احساس می كنی.و از بكاربردن و به دست آوردن حق خود لذت می برید. و الان 10 ماه 11 ماه از رهایی ات می گذرد، داری این موضوع را احساس می كنی ،الان آنهایی كه به رهایی رسیده اند، ثمره آن را دارند، می برند.از آن رهایی كه به دست آورده اند،دارند لذت می برند ،از آن چیزی كه به كار برده اند ،از آن زحمتی كه برده اند و تلاشی كه كرده اند و به رهایی رسیده اند، دارند لذت می برند. واقعا وقتی به رهایی می رسند به صلاح می رسند ، این یك لذت بی پایان است ،اگر همیشه در صراط مستقیم باشند . هر نفسی كه می كشند و هر لحظه ،لذت می برند. حتی اگر صبح تا شب نان خشك بخورند ،نان خشك را می خورند و خدارا شكر می كنند . باور كنید كه شكر خدا را هم دارد . من مهندس بودم با ماشین بلیزر ،آمریكایی مدل های بالا ،اگر بخواهم حالا را با قدیم مقایسه كنم ،ماشین های یك میلیادی و دو میلیاردی الان فرضا قیمتش بود. مدلهای روز. من یك كارگر،كه استانبولی دستش است و گل به بالای ساختمان می برد خدا شاهد است، قسم نخورم؛ می گفتم كه كاش من جای این كارگر بودم . می گفتم كاش من جای این كارگر ساختمانی بودم كه آجر و ماسه می برد و شب تا صبح زحمت می كشد،كاش من مهندس نبودم و یك كارگر بی سواد ساختمانی ،كارگر ساده بودم ولی مصرف كننده مواد نبودم.لااقل این بدبختی من نبود و حاضر بودم ،شركت و مهندسی و ماشین و همه را بدهم و جای او باشم . پس به سلامتی رسیدن ارزش بسیار بالایی دارد ،كه آنهایی ،كه به رهایی رسیده اند این لذت را احساس می كنند.الان بچه های كنگره اكثرا روحیه خیلی قویی دارند . خوبند،شادند،شاژ‍ند نسبت به مردم دیگر،گرچه ممكن است ندار باشند،ممكن است از لحاظ مالی و از لحاظ خیلی چیزهای دیگر در سختی باشند ولی این لذت را می برند.ما برای انجام و اجرای این كلمه  شما را تقویت و تشویق نمودیم و اكنون ثمره آن را با تمام شهر خودیعنی جسم خود ما به جسم  می گوییم بلد "لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ" ،"وَأَنتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ"  بلد به عقیده ما یعنی جسم ،شهر وجودی- حس می نمایید و از بكاربردن و به دست آوردن حق خود لذت برده ومی بریددوستان قاضی ما هم بر این موضوع آگاه بوده و هستند كه انسان  توانایی آنچه برای او داده اند، دارد و بكار می برد اگر مانند طفلی بارها بر زمین بیافتد ، باز برای اجرای ماموریت داده شده یعنی فرمان با قدمهای بلند تری پیش می رود و آنچه مانع او بشود از برابر خود بر می دارد.این تكه اش خیلی خیلی مهم است دوستان قاضی ما هم بر این موضوع آگاه بوده و هستند كه انسان - یعنی هر كدام از ماها-توانایی آنچه  برای او داده اند، دارد و بكار می برد – انسان توانایی های بسیار زیادو بزرگی  دارد و می تواند از آن توانایی ها استفاده كند و بكار ببرد-اگر مانند طفلی بارها بر زمین بیافتد –یعنی ممكن است راه رفتن را یاد گرفته باشیم مثل طفل  ولی به زمین بخوریم  حتی یك بار هم نه ،بارها- اما به زمین بخوریم،-خیلی دقت كنید - اگر مانند طفلی بارها بر زمین بیافتد ،  باز-دوباره-برای اجرای ماموریت داده شده –آن چیزی كه باید انجام دهد-یعنی فرمان با قدمهای بلند تری پیش می رود –باز هم می تواندبا قدم های  بلندتری پیش برود شود -و آنچه مانع او بشود از برابر خود بر می دارد.- و آنچه مانع و سد راه او می شود را از سر راه خود بردارد.این به انسان داده شده كه اگر ما به زمین خوردیم خیال نكنیم كار تمام شده ،در هر موردی ،در هر جایی ،انسان به زمین می خورد ،انسان به زمین می خورد؛ تا راه رفتن را یاد بگیرد .پس در هر شرایط زندگی و در هر مقطعی كه ما هستیم و در هر كجایی و در هر موضوعی ممكن است كه ما به زمین بخوریم. زمین خوردن اصلا مهم نیست. مهم از زمین بلند شدن می باشد. زمین را همه می خورند. داری می روی، پایت گیر می كند و به زمین می خوری ،داری می روی سر می خوری و به زمین می خوری . خیلی اتفاقات پیش می آید كه انسان به زمین می خورد. در هر چیز، در هر رشته ای، در هر زمینه ای ،اصلا زمین خوردن مهم نیست و زمین خوردن مال آدم است و آدمیزاد است از زمانی كه انسان راه رفتن را یاد گرفت زمین خوردن جز راه رفتن بود ،اززمانی كه انسان وارد كشتی گرفتن شد زمین خوردن جزیی از كشتی گرفتن است. از زمانی كه انسان وارد بوكس می شود مشت خوردن در صورت و بینی شكستن جزءبوكس است. از زمانی كه انسان می آید در زندگی، زمین خوردن و شكست خوردن جزی از زندگی می باشد . پس بنابراین اصلا مانعی ندارد با قدمهای بلند تری پیش می رود و آنچه مانع او بشود از برابر خود بر می دارد.پس مهم زمین خوردن نیست و مهم بلند شدن است تكرار می كنم كه مهم زمین خوردن نیست و مهم بلند شدن است.انشالله به توفیق الهی دست می یابید و این سنجش بود برای خودتان كه بدانید از خویش به خوبی دفاع نموده و درخت حق را بر زمین سخت فرو نشاندید و بر همگان هم این مسئله یك واقعه بود كه بیاموزند و این مطلب را برای خویش همیشه نگاه دارند-.انشالله به توفیق الهی دست می یابید و این سنجش بود برای خودتان كه بدانید از خویش به خوبی دفاع نمودید- و آنهایی كه می رسند به شرایط بالاتری از خودشان چه كار كرده اند؟ از خودشان دفاع كرده اند،خودشان را از آن تاریكی خارج كرده اند- و درخت حق را بر زمین سخت فرو نشاندید- و درخت حق را در زمینی كه سفت بود،شل نبود فرو نشاندند- و بر همگان هم این مسئله یك واقعه بود كه بیاموزند و این مطلب را برای خویش همیشه نگاه دارند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 شهریور 1396 04:15 ب.ظ
Appreciate this post. Let me try it out.
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:14 ب.ظ
Hello! I know this is kinda off topic but I'd figured I'd
ask. Would you be interested in trading links or maybe guest writing a blog post or vice-versa?

My website goes over a lot of the same topics as yours
and I believe we could greatly benefit from each other.
If you are interested feel free to shoot me an email.
I look forward to hearing from you! Superb blog by the way!
شنبه 14 مرداد 1396 11:22 ق.ظ
Unquestionably imagine that which you said. Your favorite justification seemed to
be on the net the easiest factor to take into accout of.
I say to you, I definitely get annoyed even as folks think about issues that they plainly do not recognize about.

You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole thing without having
side-effects , people could take a signal. Will likely be back to get more.

Thanks
جمعه 13 مرداد 1396 02:00 ب.ظ
I'm not sure why but this blog is loading very slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a issue on my end?
I'll check back later on and see if the problem still exists.
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:06 ب.ظ
Greetings! Very helpful advice in this particular post!
It's the little changes that make the most significant changes.
Thanks a lot for sharing!
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:56 ب.ظ
This piece of writing will assist the internet viewers
for setting up new blog or even a weblog from start to end.
چهارشنبه 13 مرداد 1395 09:21 ب.ظ
خداقوت وخسته نباشید
زمامدار راستی همپیمانتان باد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :